پارت

پارت 4:
راشل وقتی رسیدم به عمارت سریع به اتاقی که براش اماده کرده بودن رفت و درو قفل کرد
چ به جانیکا زنگ زد
راشل:تو میدونستی تو میدونستی اون تهیونگ منه نه؟
جانیکا :اون، مال تو نیست اون دشمن اوشن عه خانم راشل از قبل نمیدونستید؟
راشل:خفشو جانیکا فقط دعا کن دستم بهت نرسه هر*زه.
جانیکا :خانم راشل این دستوره رئیسه.
راشل ویو :
و قطع کرد عصبانی گوشیو پرت کرد رو تخت و از سره کلافگی دستی به موهاش زد
تهیونگ ویو :
راستیتش دلم میخواست بدونم کجا بود اما خاله منو منع کرده مهم نیست الان پیشه منه، سریع به سمت شرکت رفتم که جیمین سریع اومد طرفم
جیمین :اوشن داره کارشو میکنه، رسانه ها دارن پدرمونو درمیارن
تهیونگ:جیمین پسره اون خانواده رو برام بیار فهمیدی؟
جیمین :اما..
تهیونگ دست به جیب از جیمین دور شد
جیمین: لعنتی...
تهیونگ ویو:
به سمت اتاقم رفتم و پرونده روسیه رو پیدا کردم 2019 بود که مواد رو لایه مواد غذایی دادم رفت، کسی که مواد رو ازم گرفت داترو اون اسمی بود که اوشن بهش داد بود! من فقط چشمای عسلیش رو دیده بودم دقیقا مثل راشل هویی به مغزم گفتم
مدارک دادگاه، سرمایه هایه محموله 401mkil ، اعتراف ها ، افراد، مرگ ها همشونو میخواستم تا بفهمم هدف اوشن چیه
راشل ویو:
اعصابم خورد بود! چطور میتونستم تهیونگ رو قربانی این ماجرا کنم! اون لعنتی چرا تو رئیس
لئون هستی؛ همینجوری کلافه بودم که مادرم اومد
ماما راشل:بهتره رفتارت رو جلوی پسر خالت رعایت کنی
راشل:مادر منظورت چیه؟
ماما :فکر نکن باهوشی، فکر کردی الکی دهنمو جلو پسر خاله باز نکردم درباره زندگیت؟
راشل :هدفت چیه مادر؟
ماما:بهترین گذینه اونه...
#فیک
دیدگاه ها (۴)

پارت 5: ا/ت:مادر تو دیوونه شدی میخوای من همسر پسر خالم بشم؟ ...

پارت 3 ) خب بابت اینکه نبودم چون یادم رفته بود فیک مینویسم😂🤝...

ساعت 19:30 دقیقه شب کافه یه نروژ :راشل دستی رو روی لبه های ...

وقتی زنش بودی و اون دوستت نداشتپارت ۴ویو اتکه محکم به یه پسر...

love Between the Tides²⁸تهیونگصدای آمبولانس رو شنیدم سریع او...

رمان افسر پلیس پارت ⁷که شخصی لبامو بوسید رفتم تو شک باورم نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط