و در گورستان تاريک با تو خوانده‌ام زيباترينِ سرودها را ؛

و در گورستان تاريک با تو خوانده‌ام زيباترينِ سرودها را ؛ زيرا كه مردگان اين سال ، عاشق ترينِ زندگان بودند ...
دیدگاه ها (۱)

تجربه‌ام را باور کن ، عشق ؛ باید خودش بیاید ، ناگهان و بی صد...

مزه‌ی زندگی به سبب مرگ از دست نمی‌رود ، همانگونه كه خنده ما ...

تو حق نداریعاشقِ کسی بمانی که سالهاست رفتهتو مالِ کسی نیستی ...

مهربانی زبانی است که هم نابینا می‌بینَدش ،و هم ناشنوا می‌شنو...

ما پیرترین جوان های دنیاییم ؛

اشک رازیستلبخند رازیستعشق رازیستاشک آن شب لبخند عشقم بودقصه ...

گورستان، تنها جایی است که در آن، هیاهوی جهان به احترامِ «سکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط