از پیرمردی پرسیدند :

از پیرمردی پرسیدند :
عشق چیست ؟
گفت :
همان که
محبتش مرا پیر کرد . . .
دیدگاه ها (۱)

در عرض یڪ دقیقہ مے شودیڪ نفر را خرد ڪرد!!در یڪ ساعت مے شودڪس...

اجازه هست که عشقتو، تو کوچه ها داد بزنم؟روپشت بوم خونه ها اس...

آدمی که بخواهد برودمی رودداد نمی زند که من دارم می رومآدمی ک...

..آوازهای تو جهان را پاکیزه می کنندآواز توگنجشک های زیادی را...

پیرمردی بهم گفت: پیر شی ولی نوبتی نشی!گفتم: یعنی چی؟گفت: یعن...

'و مرا اتفاقی پیر کرد؛که هرگز ذوقی مانندِ آن،در زندگی ام رخ ...

اگر از تو درمورد مَن پرسیدند بگو:اَندکی شـِعر دوست داشت ؛ و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط