Illegal marriage

╭╌┄
Illegal marriage┄┉✿┉┄ 30

ایزابلا به مارکو خیالی چسبیده بود و داشت گریه میکرد و بعضی وقت ها هم باهاش حرف میزد
ایزابلا«دیگه نمیتونم تحمل کنم، میخوام از اینجا برم.....چرا از بین این همه آدم من؟ مگه من چی کارش کردم؟ چرا انقد عوض꙳یه؟..... »
ایزابلا همیجور تو بغل مارکو خیالی غرغر کرد و گریه کرد که خوابش برد همونجا
ولی توی خواب، تصویر های عجیبی میدید، انگار که یه سری خاطر هایی رو توی ذهنش مرور میشد با یه مردی که تاحالا ندیده بود
ولی این اتفاقات توی عمرش تاحالا نبوده هیچ کدومش حتی یه درصد هم براش آشنا نبود ولی یه جورایی آشنا بود
توی خوابش توی یه بغل گرم نرم بود، بغل کسی که قیافه اش آشنا بود ولی ایزابلا نمیشناختمش و باعث میشد ناخوداگاه توی خواب لبخند روی لب هاش بیاد و نخواد از خواب بیدار شه
ولی یه چیزی مشکوک بود چرا ایزابلا به مرد توی خوابش میگفت ولاد؟
این اسم براش آشنا بود، مطمئین بود که یه جا این اسم رو شنیده ولی نمیدونست کجا
ولی خوابش یهو عوض شد از یه خواب آروم و گوگولی و گرم، تبدیل شد به یه کابوس وحشتناک
خودش رو توی یه دریاچه خون دید، تا چشم کار میکرد فقط خون دور و ورش بود و خودش هم وسط خون ها زانو زده بود و... و یه سر تو دستش گرفته بود؟!
البته سر بدون بدن
ایزابلا وقتی به این صحنه از خوابش که رسید با جیغ از خواب پرید «ولادددد! »
ایزابلا اولش هنوز تول شک بود ولی وقتی یکم آروم شد با خودش زمزمه کرد«ولاد کیه؟!»
ایزابلا نتونست بیشتر از این بهش فکر کنه چون یهو یه سردرد شدیدی گرفت که به کل افکارش پرید
دستاش رو روی سرش گرفت و با اینکه سعی کرد تحمل کنه ولی نتونست و از درد سرش روی روی تخت افتاد و از درد ناله کرد و به خودش پیچید
و یه سری تصویر های گنگ توی سرش چرخید، تصاویری که محو بودن و هیچیش معلوم نبود، فقط میشد فهمید شاید یه خاطره خیلی قدیمی از بچگی های خودشه و شاید با یکی دیگه، نمیدونست چی به چیه فقط میخواست این سر دردش تموم شه
و وقتی تصاویر قطع شد فقط یه اسم توی سرش پیچید، اسمی که ایزابلا قبلا یه جا شنیده بود، ولی بعدش نبود کجا
اون اسم.......«ولادیمر وولکوف»بود ..........

‧̍̊·̊‧̥°̩̥˚̩̩̥͙°̩̥‧̥·̊‧̍̊ ♡ °̩̥˚̩̩̥͙°̩̥ ·͙*̩̩͙˚̩̥̩̥*̩̩̥͙·̩̩̥͙*̩̩̥͙˚̩̥̩̥*̩̩͙‧͙ °̩̥˚̩̩̥͙°̩̥ ♡ ‧̍̊·̊‧̥°̩̥˚̩̩̥͙°̩̥‧̥·̊‧̍̊

دیروز هر کاری کردم نتونستم پارت دوم رو پست کنم، برا همین امروز سه تا پارت پست میکنم،این پارت دیروزه، دوتا پارت امروز رو شب پست میکنم❤✨
دیدگاه ها (۱۳)

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ 31 ایزابلا ب...

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ 32 وقتی داشتن ...

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ 29 ایزابلا چش...

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ 28 وقتی برگشت...

╭╌┄ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط