انتقام خونین√

انتقام خونین√
فصل دوم√
پارت۳√
غذا خوردنشون تموم شد رفتن بالا که توی اتاق بخوابن.
یونگی:رومینا سوپرایزم؟؟.
رومینا:آهاسوپرایزت بوس وبقل.
یونگی:همین؟؟.
رومینا:اره دیگه.
یونگی:خب بده.
رومینا:باشه.
رومینا آروم آروم سمت یونگی قدم برداشت تا اینکه بدناشون بهم چسبیده بود ولی چون شکم رومینا بزرگ شده باهم فاصله داشتن رومینا روی نوک پاش ایستاد بوسه ای سریع روی لب های یونگی کاشت.ولی یونگی سریع سر رومینا روگرفت بوسه ای فرانسوی رو شروع کردن.حدود سه دقیقه گذشت ورومینادیگه نفس کم آورده بودبایک ضربه ای محکم به شونه به یونگی،یونگی ازش جداشد.
رومینا:تو دیوونه ای من حاملم نفسم بند اومد ددددد.
یونگی:ببخشید بغلم رومیدی؟.
رومینا:به دنبال بغلی الان...هوففففف.توی تخت خواب.
یونگی:باشه.
هردوی آنان به سمت تخت رفتن ودرازکشیدن بعد از چند ماه انگار یه حس غریبی داشتند تا اینکه یونگی سریع رومینا رابه آغوش خود کشید نه سفت نه شل جوری که بتونه موهای بلند و خوشبویش را لمس کنه،بویش کنه.
رومینا:می خوام بعد از اینکه نازنین وکوک اومدن کره تعیین جنسیت بگیرم.
یونگی:باشه.(ذوق)
یونگی بوسه ای آرام روی سر رومینا گذاشت و هردو در آغوش هم به خواب رفتن........
فلش بک به دو روز بعد.
ویورومینا
روز موعود رسیده بود (وقتی که باید برم دنبال نازنین)من توی اتاق آماده شده بودم ویونگی پشت در منتظر من بود.ارایش غلیظی کردم دقیقا منو یونگی لباس های ست پوشیده بودیم.از اتاق اومدم بیرون یونگی متعجب بهم نگاه کرد.
یونگی:واسه کی انقدر آرایش کردی... خوشگله؟؟
رومینا:برای خودم،بچم،تو گفتم یه حالی به صورتم بدم.بد شده؟؟
یونگی:نه فقط میترسم بدزدنت.
رومینا:نه نمیدزدن.
یونگی:بریم؟.
رومینا:البته.
یونگی دستش را به سمت رومینا دراز کردو رومینا دست یونگی را گرفت سوار ماشین شدن.
چند ساعت بعد.
رومینا:رسیدیم.
یونگی:اره عزیزم.
رومیناویونگی هردو هم زمان پیاده شدن وبه داخل فرودگاه رفتن منتظر ایستادن ده دقیقه دقیقه گذشته بود ورومینا چون حامله بودکمرش درد گرفت پس به سمت صندلی رفت ونشست. چهاردقیقه بعد کوک ونازنین اومدن.
نازنین اولش داشت دنبال بقیه میگشت تا اینکه چشمش به رومینا افتاد انتظار نداشت رومینا ویونگی روببینه همه شنیده بودن رومینا مرده بوده ولی اینکه نازنین رومینا رو زنده دید تعجب کرد و خیلی خوشحال شد.
نازنین بدو بدو به سمت رومینا رفت وآن را در آغوش گرفت.
نازنین:دلم برات تنگ شده بود....هق.....هققققق.
رومینا:ایییی خفه شدم ولم کن.
کوک:سل...چطور ممکنه توزنده ای؟؟؟
یونگی:سلام ...بله زن من زندس وحام....
رومینا:بله زندم وحاملم.
نازنین:چییییییی!!!؟؟؟؟؟
کوک:حاملس مثل.........
دیدگاه ها (۰)

واییییییی کیوتتتتاصکی؟؟؟ اول بازنشر کن بعد اصکی برو!!!🤗وگرنه...

واییییی من مردم روحم داره تایپ می کنه🥹🫀💖اصکی؟؟؟اول بازنشر کن...

اسلاید اول،دوم،سومآهنگ های ترندی هستناسلایدچهارمبیا بیا قلبم...

انتقام خونین√فصل دوم√پارت۱√خونه ی رومیناویونگی.اسلاید دوماتا...

انتقام خونینپارت۱۶(در گوش هم)پسرارو........پسرارو اذیت کنیمن...

انتقام خونینپارت۱۷نازنین رفت ی.......نازنین رفت یونگی اومد ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط