ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت

اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا
#شهریار
دیدگاه ها (۱)

پر می‌زند دلم به هوای غزل، ولیگیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟...

دور کن این وحوش را تا نکشند هوش راپنبه نهیم گوش را از هذیان ...

این تویی در آن طرفپشت میله‌ها رها این منم در این طرف پشت میل...

چشم از او،جلوه از او! ما چه حریفیم... ای دل!👤#شهریار

در دل شب وقتی چشم هایت خواب بود تو در رویاهای من همیشه بیدار...

قهوه ای در چشم خود دم کرده ایمن هم تو را،هر زمان می بینمت هی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط