رنگ اشکم بی تو دارد ارغوانی می شود

رنگ اشکم بی تو دارد ارغوانی می شود
سرفه هایم تازگی ها انچنانی می شود

انتظارت کار دارد دست چشمم می دهد
رفته رفته عینکم ته استکانی می شود

هرچه غم بود از دلم با اشک بیرون شد ولی
خاطراتت پشت پلکم بایگانی می شود

کوه طاقت هم که باشی عشق ابت می کند
شانه های فرد عاشق استخوانی می شود!

گاه مثل بیژن و یوسف به چاهت می کشد
گاه جسمت مثل عیسی اسمانی می شود

شب به شب جنگ است بین عقل من با عشق تو
نقش من هم این وسط پا درمیانی می شود

بی تو اطرافم پر از ارواح سرگردان شده
برنگردی شاعرت قطعا روانی می شود!
دیدگاه ها (۱)

همان طــور که دردم به خودم مربوط است،شیطنت های دلم هم به خود...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

دلا دیشب چه میکردی تو در کوی حبیب من ؟الهی پیر شی ای دل تو ه...

شراب شوق می نوشم به گردیار می گردمسخن مستانه می گویم ولی،هشی...

رنگ اشکم بی تو دارد ارغوانی می شودسرفه هایم تازگی ها آنچنانی...

رنگ اشکم بی تو دارد ارغوانی می شودسرفه هایم تازگی ها آنچنانی...

رنگ اشکم بی تو دارد ارغوانی میشودسرفه هایم تازگی ها آنچنانی ...

رنگ اشکم بی تو دارد ارغوانی میشودسرفه هایم تازگی ها آنچنانی ...

رنگ اشکم بی تو دارد ارغوانی میشودسرفه هایم تازگی ها آنچنانی ...

رنگ اشکم بی تو دارد ارغوانی میشودسرفه هایم تازگی ها آنچنانی ...

رنگِ اشکم! بی تـو دارد ارغـوانی می شودسرفـه هایم تـازگی ها آ...

رنگِ اشکم! بی تـو دارد ارغـوانی می شودسرفـه هایم تـازگی ها آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط