ویو ات

𝑺𝒑𝒆𝒆𝒄𝒉𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒍𝒐𝒗𝒆
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟎
ویو ات
بعد از اینکه به ساحل رسیدیم از ماشین پیاده شدم و به سمت ساحل قدم برداشتم. تهیونگ هم پشت سرم همراهیم میکرد. ادم های زیادی اونجا بودم.
یه صدف خیلی خوشگل جلو تر بهم چشمک زد و منم سریع دست تهیونگ رو گرفتم و با خودم به سمت جلو بردم. و وقتی به صدف رسیدیم توی دستم گرفتمش و با ذوق به تهیونگ نشونش دادم.
ویو تهیونگ
با لبخند بهش نگاه کردم.
ته:خیلی قشنگه. چشم های تیزی هم داری.
لبخندش پر رنگ تر شد.
و سریع توی گوشیش تایپ کرد و به سمت گرفت.
ات:میخوام یکی دیگه هم پیدا کنم.
همونطور که همچنان دست های کوچیکش دستمو گرفته بود منو همراه خودش میکشون و با دقت بین شن ها رو نگاه میکرد.
به هیکل ریزه میزه اش که دنبال یه صدف دیگه بود خیره شده بودم و محوش بودم که مثل یه بچه ی دو یا سه ساله دنبال صدف میگرده. ساحل کمی تاریک بود ولی با چراغ قوه ی های بزرگ که بعضی از مردم اورده بودن ساحل روشن شده بود. ناگهان ایستاد و صدف دیگری رو به دستش گرفت. و دوباره با ذوق به سمتم برگشت.
ته:حالا دوتا صدف خوشگل داری.
شروع به تایپ کرد و با لبخند گوشیش و یکی از صدف هارو به سمتم گرفت.
ات:بیا این یکی برای تو یادگاری.
اروم صدف رو از بین انگشتانه ظریف گرفتم.
ته:ممنونم بانوی کوچک.




#bts #namjoon #jin #yoongi #j-hope #jimin #taehyung #jungkook #army
دیدگاه ها (۶)

𝑺𝒑𝒆𝒆𝒄𝒉𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒍𝒐𝒗𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗«چند روز بعد»ویو تهیونگاین چند روز دلم ...

𝑺𝒑𝒆𝒆𝒄𝒉𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒍𝒐𝒗𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖ویو اتناگهان متوجه شدم که حتما تا الان ...

Dark Love فصل ۲ پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط