خیلی وقته ازخودم ناامیدم دیگه
خیلی وقته ازخودم ناامیدم دیگه
این روزگار ساخت ازم یه آدم دیگه
به چی فکر میکردم،آخرش چیشد؟
اون بچه ی دیروز امروز بزرگ نمیشه
به کجا رسیدم؟؟خدایا باتوام
ازکجا سره صحبتو واکنم؟
این بنده های تو همشون اهل حرفن
هرکی رسید ریخت نمک سمت زخمم
به اسم برادر شد شریک به غمت
وقتی رفت فهمیدی اونم مالید به درت
من یکی بودم،باهمه یکی بودم
اما اونا علیه من یکی بودن
دیگه کسی راه صافو بلدنیس
همه جلوزدن دیگه کسی ازت عقب نیس
فقط فکراینن چطوری نون ببرن ازت
دیگه کسی فکر نون و نمک نیس
خب کجا رفته اون مرامی که همش
دم میزدین ازش؟؟؟
بگو کجا رفته اون روزایی که پشتمون گرم بود بهم
کسی بده تورو میگفت انگار فحش بود به من؟؟؟
اون بچه های دیروز دیگه بزرگ شدن الان
فقط مادرم بود دلش میسوختش برام
هی...نشد...
نشدم اون پسری که پدرش باهاش حال کنه
وقتی جایی میره به پسرش افتخارکنه
حاجی سوختم من!بپا شعلش نگیرتت
یه تقویم گذشت و هنو ندیدمت
من زیرزمینم،توزیرزمین خونه
یه نیکوتین هشت که الان توی خونه
توی ریه پره دوده با اراده ی ضعیف
حتی رفیق شده رقیب
سردرد...
سرفه های خفیف....
زندگی کثیف....
دلم بچگیمو میخواد زنگ حیاط مدرسه
اون دانش آموز الان سیگار دستشه
حتی رفیقی که الان خوشه با عشقم
بااینحال توکیفم هنو عکسشه
کی فکرشو میکرد که به اینجا برسی؟
یکی ا رفقا خمار روجدولا خوابه
یکی رسید بهش و الان سره کارش
آره....
ولی یکی هنوز توفاز خشاب تهرابه
خدایا صب کن!!هنو تموم نشد حرفام
دیروزم که رفت....حروم نشه فردام
اون عشقم بود دختری که اومد همه چیمو گرفت
یه دفعه رفت
الان خیلی تنهام
خیلی درد داشت
اون خنجری که رفقام ا پشت زدن
همون رفقا که فکر میکردم همیشه پشتمن
اونا منو کشتنم
.
.
.
.
.
.
.
علی بابا
این روزگار ساخت ازم یه آدم دیگه
به چی فکر میکردم،آخرش چیشد؟
اون بچه ی دیروز امروز بزرگ نمیشه
به کجا رسیدم؟؟خدایا باتوام
ازکجا سره صحبتو واکنم؟
این بنده های تو همشون اهل حرفن
هرکی رسید ریخت نمک سمت زخمم
به اسم برادر شد شریک به غمت
وقتی رفت فهمیدی اونم مالید به درت
من یکی بودم،باهمه یکی بودم
اما اونا علیه من یکی بودن
دیگه کسی راه صافو بلدنیس
همه جلوزدن دیگه کسی ازت عقب نیس
فقط فکراینن چطوری نون ببرن ازت
دیگه کسی فکر نون و نمک نیس
خب کجا رفته اون مرامی که همش
دم میزدین ازش؟؟؟
بگو کجا رفته اون روزایی که پشتمون گرم بود بهم
کسی بده تورو میگفت انگار فحش بود به من؟؟؟
اون بچه های دیروز دیگه بزرگ شدن الان
فقط مادرم بود دلش میسوختش برام
هی...نشد...
نشدم اون پسری که پدرش باهاش حال کنه
وقتی جایی میره به پسرش افتخارکنه
حاجی سوختم من!بپا شعلش نگیرتت
یه تقویم گذشت و هنو ندیدمت
من زیرزمینم،توزیرزمین خونه
یه نیکوتین هشت که الان توی خونه
توی ریه پره دوده با اراده ی ضعیف
حتی رفیق شده رقیب
سردرد...
سرفه های خفیف....
زندگی کثیف....
دلم بچگیمو میخواد زنگ حیاط مدرسه
اون دانش آموز الان سیگار دستشه
حتی رفیقی که الان خوشه با عشقم
بااینحال توکیفم هنو عکسشه
کی فکرشو میکرد که به اینجا برسی؟
یکی ا رفقا خمار روجدولا خوابه
یکی رسید بهش و الان سره کارش
آره....
ولی یکی هنوز توفاز خشاب تهرابه
خدایا صب کن!!هنو تموم نشد حرفام
دیروزم که رفت....حروم نشه فردام
اون عشقم بود دختری که اومد همه چیمو گرفت
یه دفعه رفت
الان خیلی تنهام
خیلی درد داشت
اون خنجری که رفقام ا پشت زدن
همون رفقا که فکر میکردم همیشه پشتمن
اونا منو کشتنم
.
.
.
.
.
.
.
علی بابا
- ۱۰.۰k
- ۱۲ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط