پارت دلبر نازم

پارت 11 دلبر نازم




ژاتیس: یک روز خوب بود توی دانشگاه دل خوشیم همین بود که با دوستام بودم🙎‍♀
همیشه دلم می خواست یه دفتر خاطرات داشته باشم که توش حرف های دلم را بنویسم✍

دیانا: میگم بچه ها نظرتون چی برین پارک🤗

پانیذ: باشه

ژاتیس: عالی بریم

راه افتادند و رفتند پارک...

پانیذ: میگم بچه ها دیشب اون پسره ای که استوری کردم را دیدین🤩
تازع باهم اشنا شدیم

ژاتیس: اها پس بگو پسر کی بوده😒

دیانا: پسره خیلی زشت بود🤮

بعد حرف ها ارسلان امد...
از این ماجرا ارسلان وارد میشه

پانیذ: ا ارسلان امد
همون پسره😍
ارسلان 😌😉

ارسلان: سلام بچه ها😜

ژاتیس: هنوز نیامده خودت را با ما یکی میگیری🤢

ارسلان: شکلات را بده

دیانا: بگیر

ژاتیس: اون شکلات مال منه☹️

ارسلان یه کم ازش خورد گفت...

ارسلان: بیا بگیر😐

ژاتیس: من اصلا دهنیی تورو نمی خورم

پانیذ: خب باشه دعوا نکنین بعدن یکی واست میخر...
خب بریم بچه ها

دیانا: منو ژاتیس باهم میریم

ژاتیس: ار

پانیذ: باش

ارسلان راستی پانیذ یکی توی سرکارم بهم شمارع داد گفت میشه باهم اشنا شیم😁
منم گفتم نه من اهل این حرف ها نیستم

دیانا ژاتیس پاشدن..

ژانیس: چه عتماد بنفسی داری کی بتو شماره میده😂


ادامه دارد...
دیدگاه ها (۴)

300تایی شدنمون مبارک باشه❤

آبجی قشنگم فالوشهhttps://wisgoon.com/Pargolug

استوری جدید دیانا

استوری جدید دیانا

part=16

#Just.let.me.kiss.you. part 5ولی چون معلم نداشتن ر...

part: 1_________________________jk: اونجا لبخند میزنی،قهرم ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط