ای کاش خودت را سر قبرم برسانی

ای کاش خودت را سر قبرم برسانی
1 نظر 759 بازدید
گوینده: هادی خیرآبادی

شاعر: سید تقی سیدی
متن شعر

دل پیش کسی باشد و وصلش نتوانی
لعنت به من و زندگی و عشق و جوانی

تا پیش تو آورد مرا بعد تو را برد
قلبم شده بازیچه ی دنیای روانی

باید چه کنم با غم و تنهایی و دوری
وقتی همه دادند به هم دست تبانی

در چشم همه روی لبم خنده نشاندم
در حال فرو خوردن بغضی سرطانی

آیا شده از شدت دلتنگی و غصه
هی بغض کنی ،گریه کنی ، شعر بخوانی ؟

دلتنگ تو ام ای که به وصلت نرسیدم
ای کاش خودت را سر قبرم برسانی
دیدگاه ها (۱)

در چشم همه روی لبم خنده نشاندمدر حال فرو خوردن بغضی سرطانی؛آ...

فکر کن در کمتر از یکسال دو بار به کشورت حمله کنن و تمام زنان...

دل پیش کسی باشد و وصلش نتوانیلعنت به من و زندگی و عشق و جوان...

در چشم همه روی لبم خنده نشاندمدر همه حال فروخوردن بغضی سرطان...

, دل پیش کسی باشد و وصلش نتوانیلعنت به من و زندگی و عشق و جو...

دل پیش کسی باشد و وصلش نتوانیلعنت به من و زندگی و عشق و جوان...

دل پیش کسی باشد و وصلش نتوانیلعنت به من و زندگی و عشق و جوان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط