شبخاص
"شبخاص"
'پارت سیزدهم'
P¹³
-فلیکس شیی،امیدوارم زود خوب بشییییی.😭💘💘
-ا.ت زودی برگرد به صحنه!
-ما منتظر هردوتون میمونیم!🤍😭
-فلیکس بیچاره حتما بخاطر دستش خیلی ناراحته!🤧
-اما پای ا.ت هم شکسته.
-بهرحال فلیکس بخاطر ا.ت داره درد میکشه!😡
-نه تقصیر ا.ت نیست،فقط یه تصادف بود.😤
-بخاطر ا.ت نمیتونم فلیکس رو ببینم!!!😡😠هی ا.ت تو میدونی چقدر بخاطر فن ساین ذوق داشتم؟!تو خرابش کردی،ازت متنفرممممم!!!!
فنهایی هم بودند که از ا.ت حمایت کنند،اما انگاری زور هیترا بیشتر بود؛یا حداقل این چندتا کامنت اولی بود که فلیکس خونده بود،و همین ها باعث شده بود حس عذاب وجدان بدی توی وجودش رشد کنه.
از گوشی اومد بیرون و با نفس عمیق صداداری،دوباره چشماشو بست و گوشیش رو گذاشت روی پاتختی کنار تختش.
به دقیقه نرسیده بود که دوباره گوشیش رو باز کرد و با فکری که به سرش رسیده بود،دوباره رفت توی اینستا.
اسم ا.ت روی توی اکسپلورش سرچ کرد. با دیدن اولین اکانتی که با پروفایل خوده ا.ت که عکسی بود که از توی آینه،با کراپی مشکی رنگ،جذب و پارچهای کبریتی گرفته شده بود نگاهش برای لحظهای روی پروفایلش قفل شد.
با دیدن تیک آبی کنار اسم اکانتش لبخندی روی لبش اومد. وارد اکانتش شد و زد روی عکس پروفایلش.
حالا که عکس واضحتر شده بود،بیشتر تونسته بود زیبایی دختر داخل عکس رو ببینه. توی اون وضعیتی که برای اولین بار باهاش ملاقات داشت زیبا بود،اما نه به اندازه این عکس؛شاید با فیلتر بود،اما موهای مشکیش که بالا بسته شده بود و با حالتی نه کاملا فر،نه کاملا صاف از پشتش معلوم بود که فیلتر نبود. بود؟ یا اونجوری که کمی گردنش کج شده بود و نگاهش به دوربین زوم بود چی؟حالت چشماش نمیتونست فیلتر باشه. هیچ فیلتری نمیتونست چشما رو انقدر کشیده در عین حال درشت و آهویی نشون بده! براق نبود اما کاملا مات هم نبود،انگار ستاره های ریزی داشتن اون چشما رو با نور خودشون روشن تر میکردند تا بتونن مثل موج های دریا هرکسی رو که به اون چشما نگاهی،حتی گذرا میانداخت رو توی خودشون غرق کنند!
یه لحظه به خودش اومد و فهمید به کل فراموش کرده بود که برای چی دنبال اکانت این دختر بوده.
یه لحظه به خودش اومد و دید...چند دقیقه،یا حتی چند ثانیهای هست که به عکس اون دختر خیره شده؛نفهمید چند دقیقهاس،شایدم چند ثانیه بود که براش کش اومده بود.
به محض اینکه به خودش اومد،سریع سرشو تکون داد تا از فکر خیره شدن به اون عکس دربیاد.رفت توی پیوی ا.ت و شروع به تایپ کردن کرد:
سلام ا.تشی امیدوارم الان حالت بهتر باشه
رفتم و کامنت های بعضی از استیها رو دیدم که بهت هیت داده بودن و بابتش من متاسفم میدونم تصادف بوده اما مثل اینکه تو داری بیشتر از من هیت میگیری🥲 بهرحال امیدوارم زودتر حالت خوب بشه❤️💛
بعد از اینکه اینو تایپ کرد لحظهای مکث کرد و نگاهشو به پیامش دوخت. دوباره از اول خوندش.
یه لحظه انگشتش رفت رو دکمه پاککردن،تا پیام رو پاک کنه؛اما پشیمون شد،خواست پیام رو بفرسته اما بازم مکث کرد. انگار مطمئن نبود. در آخر با آهی کلافه سریع چشماشو روی هم فشار داد،و دستش زد روی دکمه ارسال و پیامش رو بالاخره فرستاد.
بعد سریع گوشی رو انداخت رو بالشت و هوفی کشید...
_Soki.
-بهبه حمایتها خوب بود،اما نمیدونم توقع من زیاده یا چی اما حس میکنم ارزش بیشتری داشت:)🫠
اگه میبینید از استیکر و اون هیتها استفاده زیادی شده،برای این بود که سعی میکردم تا یکم شبیه پیام یا کامنت های واقعی باشه.
شرایط پارت بعد:
-۴۰تا لایک.
-۳۸تا کامنت.
#فلیکس #سناریو #چندپارتی #استریکیدز #فیک #کیپاپ
'پارت سیزدهم'
P¹³
-فلیکس شیی،امیدوارم زود خوب بشییییی.😭💘💘
-ا.ت زودی برگرد به صحنه!
-ما منتظر هردوتون میمونیم!🤍😭
-فلیکس بیچاره حتما بخاطر دستش خیلی ناراحته!🤧
-اما پای ا.ت هم شکسته.
-بهرحال فلیکس بخاطر ا.ت داره درد میکشه!😡
-نه تقصیر ا.ت نیست،فقط یه تصادف بود.😤
-بخاطر ا.ت نمیتونم فلیکس رو ببینم!!!😡😠هی ا.ت تو میدونی چقدر بخاطر فن ساین ذوق داشتم؟!تو خرابش کردی،ازت متنفرممممم!!!!
فنهایی هم بودند که از ا.ت حمایت کنند،اما انگاری زور هیترا بیشتر بود؛یا حداقل این چندتا کامنت اولی بود که فلیکس خونده بود،و همین ها باعث شده بود حس عذاب وجدان بدی توی وجودش رشد کنه.
از گوشی اومد بیرون و با نفس عمیق صداداری،دوباره چشماشو بست و گوشیش رو گذاشت روی پاتختی کنار تختش.
به دقیقه نرسیده بود که دوباره گوشیش رو باز کرد و با فکری که به سرش رسیده بود،دوباره رفت توی اینستا.
اسم ا.ت روی توی اکسپلورش سرچ کرد. با دیدن اولین اکانتی که با پروفایل خوده ا.ت که عکسی بود که از توی آینه،با کراپی مشکی رنگ،جذب و پارچهای کبریتی گرفته شده بود نگاهش برای لحظهای روی پروفایلش قفل شد.
با دیدن تیک آبی کنار اسم اکانتش لبخندی روی لبش اومد. وارد اکانتش شد و زد روی عکس پروفایلش.
حالا که عکس واضحتر شده بود،بیشتر تونسته بود زیبایی دختر داخل عکس رو ببینه. توی اون وضعیتی که برای اولین بار باهاش ملاقات داشت زیبا بود،اما نه به اندازه این عکس؛شاید با فیلتر بود،اما موهای مشکیش که بالا بسته شده بود و با حالتی نه کاملا فر،نه کاملا صاف از پشتش معلوم بود که فیلتر نبود. بود؟ یا اونجوری که کمی گردنش کج شده بود و نگاهش به دوربین زوم بود چی؟حالت چشماش نمیتونست فیلتر باشه. هیچ فیلتری نمیتونست چشما رو انقدر کشیده در عین حال درشت و آهویی نشون بده! براق نبود اما کاملا مات هم نبود،انگار ستاره های ریزی داشتن اون چشما رو با نور خودشون روشن تر میکردند تا بتونن مثل موج های دریا هرکسی رو که به اون چشما نگاهی،حتی گذرا میانداخت رو توی خودشون غرق کنند!
یه لحظه به خودش اومد و فهمید به کل فراموش کرده بود که برای چی دنبال اکانت این دختر بوده.
یه لحظه به خودش اومد و دید...چند دقیقه،یا حتی چند ثانیهای هست که به عکس اون دختر خیره شده؛نفهمید چند دقیقهاس،شایدم چند ثانیه بود که براش کش اومده بود.
به محض اینکه به خودش اومد،سریع سرشو تکون داد تا از فکر خیره شدن به اون عکس دربیاد.رفت توی پیوی ا.ت و شروع به تایپ کردن کرد:
سلام ا.تشی امیدوارم الان حالت بهتر باشه
رفتم و کامنت های بعضی از استیها رو دیدم که بهت هیت داده بودن و بابتش من متاسفم میدونم تصادف بوده اما مثل اینکه تو داری بیشتر از من هیت میگیری🥲 بهرحال امیدوارم زودتر حالت خوب بشه❤️💛
بعد از اینکه اینو تایپ کرد لحظهای مکث کرد و نگاهشو به پیامش دوخت. دوباره از اول خوندش.
یه لحظه انگشتش رفت رو دکمه پاککردن،تا پیام رو پاک کنه؛اما پشیمون شد،خواست پیام رو بفرسته اما بازم مکث کرد. انگار مطمئن نبود. در آخر با آهی کلافه سریع چشماشو روی هم فشار داد،و دستش زد روی دکمه ارسال و پیامش رو بالاخره فرستاد.
بعد سریع گوشی رو انداخت رو بالشت و هوفی کشید...
_Soki.
-بهبه حمایتها خوب بود،اما نمیدونم توقع من زیاده یا چی اما حس میکنم ارزش بیشتری داشت:)🫠
اگه میبینید از استیکر و اون هیتها استفاده زیادی شده،برای این بود که سعی میکردم تا یکم شبیه پیام یا کامنت های واقعی باشه.
شرایط پارت بعد:
-۴۰تا لایک.
-۳۸تا کامنت.
#فلیکس #سناریو #چندپارتی #استریکیدز #فیک #کیپاپ
- ۷.۵k
- ۲۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط