و ترس در من از بین رفته بود چونکه

و ترس در من "از بین رفته بود" چون‌که
می‌دانستم که هرگز از کنار او
دور نمی‌شدم و هیچ‌گاه"ترکش‌نمی‌کردم"
نه امروز و نه هیچ‌روز دیگر در آینده که
به مجموع آن زندگی می‌گویند...
دیدگاه ها (۱)

"عشق یک مرد" را با حرف‌هایش نه ازرفتارش باید فهمید، عشق یک ز...

خاطراتی هست که آدم‌هایش رفته‌اند! این خاطرات غم‌انگیز است.ول...

قهر عاشقا یعنی یکی رو تختخواب دو نفری تواتاق بخوابه و یکی رو...

عشق آدم‌را به جاهای ناشناخته می‌بردمثلاً به ایستگاه‌های مترو...

#خدایا_شکرت #خدایاشکرت#خدا #ایمان #دعا #توکل #آرامش#دلنوشت #...

بک رومزپارت «۴»ترس در وجودمان ریشه کرده بود... نمی دانستیم ب...

ستاره دنباله دار پات:۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط