✩★ 🎀 𝓂𝓎 𝒹𝒶𝓊𝑔𝒽𝓉𝑒𝓇 🎀 ★✩

✩★ 🎀 𝓂𝓎 𝒹𝒶𝓊𝑔𝒽𝓉𝑒𝓇 🎀 ★✩
پارت۲۰

ات ویو

از ماشینم پیاده شدم به سمت در ورودی رفتم دیدم لنا و حدود ۵۰ تا بادیگارد اومد سمت

باهم به سمت در ورودی رفتیم

وقتی وارد شدم همه ی نگاه ها اومد طرفم ولی من با اعتماد بنفس قدم بر میداشتم

مایکل : سلام مادمازل
تعظیم کوتاه

ات : سلام ( سرد )

مایکل : مچکرم که تشریف اوردین

ات : کاره خاصی نکردم ( پرووووو)

مرتیکه خر پلشت رفت منم کناره لنا بودم داشتیم غیبت مردم میکردیم ولی اصلا معلوم نبود

جمعیت خیلی زیاد بود که با یه مرد چشم تو چشم شدم وایساااا اون جونکوک بود این اینجا چه غلطی میکنه واییی کنارش جیمین شوگا تهیونگ نامجون جیهوپ جین بوددددد


ات : لنا

لنا : بله

ات : من میرم دست شویی زود میام

لنا : اوکی

جونکوک ویو

داشتیم با اعضا حرف مزدیم که با یه دختره چشم تو چشم شدم نقاب داشت وایسااا نکنه اون سایه ( لقب ات ) هست خیلی ازش شنیدم قدرتمند ترین زن جهان شندیم که نقاب میزنه

دیدم بلند شد
رفت

منم پشته سرش رفتم

....
دیدگاه ها (۱)

✩★ 🎀 𝓂𝓎 𝒹𝒶𝓊𝑔𝒽𝓉𝑒𝓇 🎀 ★✩لباس ات (اسلاید اول)کفش ات ( اسلاید...

✩★ 🎀 𝓂𝓎 𝒹𝒶𝓊𝑔𝒽𝓉𝑒𝓇 🎀 ★✩پارت۱۹ات ویو صبح زود بیدار شدم چون ...

✩★ 🎀 𝓂𝓎 𝒹𝒶𝓊𝑔𝒽𝓉𝑒𝓇 🎀 ★✩پارت۲ویو ات : اماده شدم بعد رفتم تو...

✩★ 🎀 𝓂𝓎 𝒹𝒶𝓊𝑔𝒽𝓉𝑒𝓇 🎀 ★✩پارت۱۸ات ویو وقتی کوک رفت به سمت در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط