آسمان آرامشی بر حالِ بی تابم بده

آسمان آرامشی بر حالِ بی تابم بده
غرقِ تشویشم شبی رویایِ جذابم بده
شعرِ زیبایی نوشتم ؛ از دلِ قوهای مست
دلبری کردم برایت ؛ قرصِ آفتابم بده
در خیالم ماهِ زیبایی تصّور می کنم
قلبِ عاشق پیشه ام را سازِ مضرابم بده
آرزو کردم خدایا در هُمای زندگی
لحظه های بی کسی را شام مهتابم بده
شوق یک دریا تماشا در دلم جا مانده بود
خاکِ باران خورده را گلهای شادابم بده
میزنم از خویش بیرون تا دگر باره شبی
بر دلِ آشفته ام ؛ یک خوابِ سیرابم بده
دل ز دستم رفت و امشب ناجیِ دلدادگی
در حریمِ خلوتت ، راهی به محرابم بده
دیدگاه ها (۶)

شب است وسکوت ومن وجام عشقهمیشه چنین باد هنگام عشقش...

ذهنم را پاک کردم از هرآنچه مرا آزرده بود .به باد فراموشی سپر...

مست از عشقت منم از آشیان بیرون منمخسته از دستت منم تا بوده پ...

بعد از تو مرا هوای اینجا سرد استاین خانه و آشیانه هم پر درد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط