رفتم

رفتم
نخواست که بمونم
صدایم نکرد
نگفت : نرو، برگرد !
و من رفتم !
رفتم به سوی تنهایی
و انتظار شنیدن صدای او
که بگوید دوستت دارم برگرد . . .💔
دیدگاه ها (۰)

گاهی زانوهایت می شود تمام دنیایی که داری ! آنها را در آغوش م...

گاهی نه آشنا درد را می فهمد نه حتی صمیمی ترین دوست گاهی باید...

به نام خدائی که هستی را با مرگ دوستی را یک رنگ زندگی را با ر...

دنیا ارزانی آدمهایش فقط من باشم و تو ، دو فنجان چای به ضمیمه...

𝕻𝕬𝕽𝕿 2الا : من فردا دانشگاه دارم اخه کمپانی: نشد که...... ب...

~~~~{عشق ممنوعه}~~~~~~~*part 16*. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط