من اگر مرد بودم ، دست زنی را می‌گرفتم

من اگر مرد بودم ، دست زنی را می‌گرفتم
پا به پایش فصل‌ها را قدم می‌زدم
و برایش از عشق و دلدادگی می‌گفتم
تا لااقل یک دختر در دنیا از هیچ چیز نترسد !
شما زن‌ها را نمی‌شناسید ...
زن‌ها ترسواند ، زن‌ها از همه چیز می‌ترسند !
از تنهایی ، از دلتنگی ، از دیروز ، از فردا ، از زشت شدن ، از دیده نشدن ، از جایگزین شدن ، از تکراری شدن ، از پیر شدن ، از دوست داشته نشدن ...
کافیست
فقط حریم بازوان‌تان راست بگوید ...
کافیست
دوست داشتن و ماندن را بلد باشید ...
عشق ورزیدن و عاشق کردن ،
هنر مردانه‌ایست ...
وقتی زن‌ها شروع می‌کنند به ناز خریدن و ناز کشیدن ، تعادل دنیا به هم می‌خورد ..
دیدگاه ها (۶)

بعضی صداها رو ‏باید در آغوش گرفت‏مثل یک "دوستت دارم" ‏از زب...

خدا تو را که می آفرید ، حواسش پرتِآرزوهای من بود ، شدی همان ...

دوست داشتن اگر دوست داشتن باشه، برمیگردی بهش میگی: ببین من ن...

تمام عددهای غیرضروری رااز زندگیت بیرون بریز!!!!این عددها شام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط