به همراه اوراراکا به سمت مقر راه افتادیم و درکمال تعجب اس

به همراه اوراراکا به سمت مقر راه افتادیم و درکمال تعجب استاد ایزوا و بعضی از قهرمانان رو دیدیم کمک اوراراکا و شوتو تونستیم یکم گولشون بزنیم اما کافی نبود بلاخره اونا قهرمانن دیکه تا اینکه دابی و گوتا اومدند برای کمک و بلاخره از چنگشون در رفتیم یکم که پیاده روی کردیم فهمیدم اوراراکا با گوتا خیلی صمیمی شده چون خیلی باهم دیکه صحبت میکردند انگار چندین ساله همو میشناسن در صورتی که گوتا در ملاقات اولشون خون اوراراکا رو گرفت اما مهم نیست چون الان دارم باهم دیکه صحبت میکنن بعدا میتونم بفهمم ولی شوتو.... تنها چیزیه که من هنوزم نمیتونم درکش کنم چطوری به این گروه مهم نفوذ کردی بچه جون
اما جو بین دابی و شوتو واقعا خیلی خرابه با اینکه هیچ حرفی نمیزنن دارم خفه میشم البته بیشتر شوتو داره سخت میگیره ولی دابی انگار به شوتو علاقه داره.... علاقه داره؟! واوووووو فکرشو بکن دابی و شوتو چه زوجیییی میشن عــــــــــر(حالت فوجوشی) تومیتونی دابی علاقه شوتو رو به خودت جذب کن
دابی: ها؟! این پسره اون پشت چیچی میگه دیگه
شوتو: کاری به میدوریا نداشته باش(اخم)
ــــ ولی اخه خدایی قیافه خر کیوتشو ببین
ـــ باقی حالاتشو ندیدی تا مث خر کیف کنی
ــــ عع؟! ببخشید دوباره تخمو از اندازش قضاوت کردم داره جالب میشه نظرت چیه
ـــــ اون ماله منه دابی فکر اینکه بخوای بهش دست بزنی رو از سرت بیرون کن
ــــ دلت میاد؟! برادر به این جذابی که ارزوی هر دختریه رو از یه پسر دور کنی؟!
ــــ اون خودش یکیو دوست داره
ــــ اووو چاخان نگو یعنی تورو دوست داره؟!
ـــ نه من نیستم
ـــــ ولی میدوریا ماله توعه؟!؟چه حرف چرتی (دوباره پشت سرسو نگاه میکنه)
ببین معلومه میدوریا برای ما داداشا داره ارزوی خوشبختی میکنع
دیدگاه ها (۰)

هوق بلاخره از خاب کیری بیدار شدم ساعت چنده؟! اوه دیکه وقتشه ...

عاشقت نیستم 🥀پارت 70کاچان سوراخمو لیس میزد یعنی کی دیگه میتو...

عاشقت نیستم 🥀پارت 39 (وای باورم نمیشه الان با میدوریا میرقصم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط