یک عمر قفس بست مسیر نفسم را

یک عمر قفس بست مسیر نفسم را

حالا که دری هست مرا بال و پری نیست

حالا که مقدر شده آرام بگیرم

سیلاب مرا برده و از من اثری نیست

بگذار که درها همگی بسته بمانند

وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست . . .
دیدگاه ها (۵)

آن روز که آتش محبت افروختعاشق روش سوز ز معشوق آموختاز جانب د...

Away from the people who love themYou are uselessTime will s...

I am like an hourglassWhich makes its last breathAnd begsOne...

رهاییرهایی یعنی دیگر برای نگه‌داشتن چیزی که رفتنی است، خودت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط