کاشکی بعضی روزها میشد دو تا استکان چایی ریخت، بعضی آدمهای

کاشکی بعضی روزها میشد دو تا استکان چایی ریخت، بعضی آدمهای مجازی رو از توهمین صفحه مجازی بیرون کشید و آوردشون پیش خودت و باهاشون درد دل کرد باهاشون حرف زد و رو شونه هاشون گریه کرد و بعد گذاشتشون سر جاشون که برگردن سر زندگیشون بعضی آدمها خیلی حیفن ...
دیدگاه ها (۳)

مردم همه از خواب و من از فکر تو مستم...

مرا به خانه ام ببر که شهر،شهرِ یار نیست...

کرکس به عقاب گفت؛بالهایم از تو گسترده تر و پروازم از تو زیبا...

تو را جور دیگر تورا جدا از هرکس تورا بیشتر از هرکستورا بیشتر...

گاهي ي حرفايي رو نميشه زد ي اشكايي رو نميشه ريخت مثل جايي ك ...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۶۸۶چشماي خاکستری خوشگلش خيلي د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط