‌تنها بودم اما بودا نبودم

‌تنها بودم اما بودا نبودم
و نیلوفری ارغوانی
در سینه‌ی بلورینم نمی‌تپید..

در هر زندان دنیا
زندانیِ فراموش شده ای
و در هر گورستان جهان
عزیز به خاک سپرده ای داشتم
و تنها بودم
مثل ماه
که کوتاه تر از تنهایی من
دیواری نیافته بود ..
#عباس_صفاری
دیدگاه ها (۱)

‌به آتش نگاهش اعتماد نکن !لمس نکن!به جهتی بگریز که بادها خال...

یه سین سالهاستکه به هفت سین دلاموناضافه شدهسلامتےرفقاےمجازیک...

‏در من آن‌که ماند تویی؛ آن‌‌که رفت من! #سیدمحمد_مرکبیان ...

‌شنیده‌ام آدم‌هاپیش از آنکه بمیرندتمام خاطره‌هایشان را دوره ...

۱۴۰۴/۱۲/۲۴شش روز مانده به عیدو هیچ عیدی مانند روز فرار من از...

شلاق عشق نویسنده مرتضی متقیان

استاد منPart:1کف دستای عرق کردمو به دامنم کشیدم و خودکارمو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط