مانند سیگار

مانند سیگار
مانده ام میان دو انگشت روزگار لعنتی
نه مرا میکشد
نه خاموشم میکند
فراموش کرده که دٱرم مےسوزم
دیدگاه ها (۱۳)

من که با صاعقه‌ای می‌شکنم داس چرا؟بر دل از جور شما این همه آ...

اؤزۆن وئر غسل و کفن ائیلهاماندیر قبری پهن ائیلهگئجه وقتینده ...

یه سلامم بکنیم به اون پسری که مامان باباش رفتن سر کیفش سیگار...

یه مردی بود که هر جمعه میرفت بهشت زهرا و بالای یه قبری مینشس...

او قبر مرا میکند و من نگرانزخمی شدن انگشت هایش بودم...تف به ...

ظاهرم آرام است...اما درخودم سرگردانمجایی میان ماندن و رفتنمی...

رها🦋 ظاهرم آرام است...اما درخودم سرگردانمجایی میان ماندن و ر...

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

زن هاآن شبی کهدوستت دارمِدلخواهشان را می شنوندبا گوشواره می ...

می گویند بعضی آتشها برای گرم کردن دست ها نیستند؛ برای روشن ن...

بعضی آدم هابی آنکه خودشان بدانندآرام آرام جایی در قلب آدم با...

❇️این لوح ویژه و باقی مانده از کشتی نوح در حال حاضر درون موز...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:1اگر داستان طوری پیش برود که هر نفر در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط