ای عشق بگو با من دیوانه چه کردی

ای عشق بگو با منِ دیوانه چه کردی
با حالِ خرابم پیِ پیمانه چه کردی
دلداده ترین عاشقِ رویت شدم انگار
با حسرتِ شیرین لبِ جانانه چه کردی
ای ماه ترین ماه به شبهای پریشان
بر رامشِ این خانه ی ویرانه چه کردی
در شعر نوشتم به گُمانم که بخوانی
ماندم به همین حسّ غریبانه چه کردی
دردفترِ عشقم غزلِ تازه ترم نیست
با چشمه ی جوشانِ غزلخانه چه کردی
در دامِ تو افتادم و باید بپذیرم
با سوخته بالِ پرِ پروانه چه کردی
ای کاش که هر دم بشوم شمع نهانسوز
در مرگِ دلم آه .... تو رندانه چه کردی
دیدگاه ها (۸)

خواب از چشمم پریده بسکه جایت خالیه روز و شب فرقی ندیده...

بوسیدن و همنشینِ تو شدن هیچدیدار تو آرزو بود که محال شدلب تش...

تو رفتی هنوز زیر چترت گریه ها دارمهنوز هم در خیابانهای رازآل...

مرهم زخمهایم باش تا دستانمان به هم گره بخوردبیا درد دل کنیمآ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط