دل ِمن خسته شده ، ناز کشیدن بلدی ؟!

دل ِمن خسته شده ، ناز کشیدن بلدی ؟!
روی ِلبخند ِغمش ، ساز کشیدن بلدی ؟!

مبری یاد مرا، خاطره ها را نکُشی !
طرح ِ چشمان ِ مرا باز کشیدن بلدی ؟!


پَرو بالی دگرم نیست ،قفس جایم بود
تو هنوز هم پَر ِ پرواز کشیدن بلدی ؟! ً
دیدگاه ها (۲)

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

جاده بی راهه

خیره شده بود به تقویم دیواری اتاق، به همان خط‌خوانی‌های آبی ...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ⁷+ «مثل آرام‌بخش میم...

پارت ۱۸۷ شب عروسی...بعد از رفتن آخرین مهمان، به خانه برگشتند...

life like hellp:10چند ثانیه فقط به صفحه‌ی گوشی خیره موندم.نم...

وقتی میکاپ آرتیستشی p²

پارت ۱۸ — آخرین روز دانشگاه 🎓🌸روز فارغ‌التحصیلی بالاخره از ر...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ونهم: باغِ ما---سال‌ها بعد.عمارتِ دِه‌گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط