ته. اومدی قهوه بگیری

ته. اومدی قهوه بگیری
سانا. اره
ته. بیا من گرفته بودم مال تو
سانا. خو...
ته. اشکال نداره من برای خودم میخرم
سانا. ممنون
ته. فکر نکنی بختطر اینکه بهت شام دادم دیگه منحرف نیستی
سانا. یااا نمیتونی دو دقیقه ادم باشی
ته. نه
هنوزم یادمه تو هواپیما چیکار ماسک من داشتی
سانا. گفتم که من.......
ته. بای
سانا. هیییییی تهیونگاااا
اوفففففف
ویو به 1 ساعت بعد
جین. خب بچه ها داریم میریم برای انتخاب بکاپ دنسر
یونگی. اره
نامجون. بریم
اعضا رفتن توی سالن کاراموزا کاراموزا داشتن تمرین میکردن
مربی. سلام برای انتخاب دنسر اومدین
یونگی. اره
مربی. از این طرف بشینید اینجا تا کاراموزا شروع به رقص کنن بعد میتونید از داخل لیست انتخاب کنید اسماشون روی لباسشون هست
نامجون. ممنون
مربی. خب سانا تو اول وایسا و روژان توهم کنارش و رها توهم اینجا
خب حاضرید میخوام اهنگو پلی کنم تمام سعیتون رو کنید مهشر برقصید
کاراموزا. چشم
اهنگ پلی شد بعد 4 دقیقه اعضا اسمارو به مربی داد و رفتن
جیمین. وای اون دختره رها چقدر کیوت بود کراش زدم روش
کوک. بریم بریم برای تمرین اها راستی جیهوپ کنسرت کیه
جیهوپ. سه هفته دیگه
کوک. اها
ویو به 1ساعت بعد
سانا.
دیدگاه ها (۰)

My dady پارت③ خب اگه سانا پرسید به کای میگم، آرههه. خب اصن ب...

پارت ۵۵╭─────────────── 🦋 ───────────────╮✦ پارت بعد | مربی ...

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

خواهر ته رو لورا مینویسم لورا: خوبییییییون: تو اینجا چیکار م...

پارت 29رمان عشق مدرسه ای ویو فردا صبح وقتی ات داشت برای مدرس...

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

پارت 4 رمان 💘عشق مدرسه ای 💘هیونجین با تعجب گفت: هیونجین: ات ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۶ات ویو امروز بعد دانشگاه رفتم پیش مبینا و همی*(ادامه ح...

فرشته مرگ منویو فردا صبح ویو الیناصدای زنگ اومد و از خواب پا...

پارت ششم _ دنیای عجیب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط