پارت

پارت³⁶

کوک:ات من من
ات:تو چی ها
کوک:من همون روز بهت اعتراف کردم که دوست دارم توهن قبول کردی ات
ات:میدونم...ولی تو عذابم دادی چطور ببخشمد
کوک:ات من اشتباه کردم و به اشتباه خودم پی بردم تروخدا منو پس نزن
ات:نمیدونم

دخترک اروم سرشو روی سینه پسرک گذاشت و چشماشو بست..
دستشو نوازش بار روی سر دخترک میکشید....ناراحت بود که چرا فرشتش به این روز افتاده ناراحت بود که جرا پسش میزنه ناراحت بود که......و هزارن ناراحت بود دیگه[چیزه به ذهنم نرسید😂]


نگاهشو بهش داد غرق در خواب بود بغلش کرد و روی تخت گذاشتش اشک هاشو از روی صورتش پاک کرد و بوسه‌ی روی پیشونیش گذاشت ..پتو رو روش کشید و کنار تخت خوابش برد

با حس ____________________
بچه ها این پارت میدونم کمه ساعت یکم یه پارت دیگه میزارم طولانی تر
دیدگاه ها (۲۲)

پارت³⁷با حس نوازش های روی سرش از خواب بلند شد رد دیت رو نگاه...

پارت³⁶اون اچا بود[خب همتون درست گفتید]با اعصبانیت رفتم پیشش ...

پارت³⁵کوک:ات حالت خوبه ات: ممنون شماکوک:اممم من اههه خب دوست...

پارت³⁴بلخره دکتر از اتاق عمل بیرون اومد و به طرف جونگکوک اوم...

فیک کوک دختر کوچولوی من پارت ۴۳

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟑𝟑ات هنوز تو فکر خواب بود که ص...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟒𝟏ات دیگه طاقت نیاورد. صداش لر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط