گاهـــی ..

گاهـــی ..

میان وسعــــــــت دستان خالیـــم

حس می کنــم ..

تمــــــــام دار و ندارم نگـاه توســـت....!

نگاهی هم که در کار نباشد.....

وسوسه امانم را میبرد....!

کناره پنجره برهنه شدن ..

و لابلای دودهای سر به هوا

به فکر تو بودن ......

هنوز تجربه ات نکرده ام.......!

پیش از انکه چیز زیادی از تو بدانم دوستت میداشتم....

سیگاری گوشه لبهایم میگذارم .

دستانم میلرزد...

تمام این روزهای یخ زده در هیاهوی تیک تاک ثانیه ها میگذرد.......

و مرور میکنم هر روز

خاطراتم را با تو ....

به تو که میرسم باید وانمود کنم که باز هم دیر رسیده ام..!!!!!!

بغض های تلخی است ...

که با هر نفسم می آیند ...

نمی روند اما ...

میمانند..............*M*
دیدگاه ها (۴)

چند وقت بعد عروس خواهم شد...در لباسی سفید و تاج و توری بر رو...

فکت باشه?!

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

isfad ;)!

ولی رویا به مظلومانه ترین حالت ممکن از دنیا رفت ;)!

بلاخره :)))

دنیز دوست واقعی آراسه واقعا..

رفتیو کردی منو تو غم زاده منم رفتم استاتیک کردم حروم..زاده😂

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط