ست...
ست...
بچه ها اومدم امروز خواب خوبمو بگم
منظورم از خوابم اینکه...
بچه ها اینو نخون ۱۸+ داره گفته باشما...
منظورمم لز خوب اینه که کمتر از بقیه خوابام هنتای داره...
گزارش نزنین
۱۸+ داره ها اخرین اخطار...
مردا هم نخونن😂
و داداشام اون جایی که گفت
ساهارامیا : جواب سوالم رو ندادین
منظورم خودم بودم ویرایشش هم کردم
* تو اون محیط خوابم *
ویو من :
یهو از خواب بیدار شدم دیدم رو یه تختم و دو تا پسر تقریبا لخت کنارم وایسادن😂... اول یه خورده شوکه شدم
* چون خیلی جذاب بودن😂 *
* منم تقریبا ۲۷ یا ۲۸ سالم بود... *
چرا من🤯
لختم...؟
( تو دنیای انیمه بودم )
من : عام من کجام؟؟
؟؟ : خونه ما
اون یکی : و قراره از این به بعد خونه ما سه تا شه
من : منظورتون چیه؟؟؟
؟؟ : یعنی واقعا نفهمیدی؟!
اون یکی : نه واقعا انگار نفهمید
من : میشه یه خورده بیشتر توضیح بدین؟ من کجام اینجا کجاس و از همه بد تر چرا من لختم؟
* توجه داشته باشید یه شروالک داشتم و یه سوتین *
هاناواته : من هاناواته هستم
* یه چیزی تو لین مایع ها فکر کنم اولش ته بود یا فکر کنم آخرش کلمه یا بود یا هاناواته بود یا هاناوایا حالا ولش هر کدوم دوس داشتید بگید *
ساهارامیا: منم ساهارامیا هستم
اون هاناواته شخصیت گوشه گیری منحرف و ساکتی و کم حرفی داشت
اون ساهارامیا هم شخصیت شیطنت آمیزی و سادیسمی و منحرف و پر حرفی داشت
و ساهارامیا مو هاش اولش سیاه رگه قرمز پایینش آبی بود اون هاناواته هم مو های قهوه ای رگه های قرمز داشت
من : جواب سوال آخرم رو ندادین اصلا چرا دستام بستهست؟
هیچ حرفی ندادن و از سر جاشون بلند شدن
* بازم توجه داشته باشید که شروال پاشون بود فقط دکمه های لباسشون باز بود *
هاناواته اومدو منو بلند کرد بعد خودش پشتم نشست از پشت بغلش کرد
* رو تخت بودیم *
دستاشو دور شکمم حلقه کرد و داشت کیس مارک میزاشت که....
ساهارامیا میاد و پاهام رو باز میکنه وست پا هام میشینه و سرشو میزاره رو سینم
ساهاراما : جالبه
من : خفه شو
ساهاراما : او او دختر کوچولومون عصبی شد
من : بمیری
ساهارامیا سرشو بر میداره و دستاشو میزاره رو سینمو فشار میده
من : بس کن دردم نمیگیره
ساهارامیا : هوم...
ساهارامیا باز سرشو میزاره رو سینم
من : جواب منو بدید
هاناواته : سوال؟
من : گفتم من چرا اینجام
هاناواته : خودت میفهمی بیبی گرل
من : چه زری زدی؟!
من تو ذهنم : خیلی وقته فهمیدم لعنتی
* آخرش یادم نیست میگفتم لعنتی یا جذاب 😅 *
ساهارامیا : بروکلی محل رو زیاد اذیت نکن
من : تو دیگه نیشتو ببند
هاناواته : چرا رام نمیشه؟
من : مگه حیوونم عوضی؟
ساهارامیا : شاید
من : خفه شو حرو...
* بعد ساهارامسا میادو... منو میبوسه لبشو میزاره رو لبم بلافاصله زبونشو میکنه تو دهنم *
نو ذهنم : واداهک؟
* آروم ازم جدا میشه *
من : عجیبه بیخیال شدی
ساهارامیا : تازه اول ماجراست
من : میشه دو دقیقه خفه شی اشغال؟
ساهارامیا : نوچ
هاناواته : زنتو اذیت نکن بچه
من : شما خفه شو جناب هاتاواته
* یهو سینه هامو میگیره و فشار میده *
* اون شبیه هاناواته نبود درد ناک فشار میداد *
من : اوی چته عوضی عاح
هاتاواته : ببخشید ولی گفتم چی صدام کنی
من : من..منظورت چیه ا..عاح... اشغال
هاناواته : گفتم ددی میتونی صدام کنی
من : بمیری...
هاناواته : گفتم چی صدام کنی بیبی؟
من : عاح..ددی..بسهههه..عاح
* دستاشو بر میداره دوباره شروع میکنه به کیس مارک گذاشتن *
من : هوف
من : کی تموم میشه عوضیا
ساهارامیا : وقتی باردار شدی
من : خفه شووووووووووو
* مکث میکنم *
من : وایسا ببینم یعنی الان...
من : ها تو این دنیا داره چه اتفاقی میوفته؟ من کدوم گوریام؟ با این وضع یعنی من دو تا شوهر دارم؟
ساهارامیا : بعله بعله
بچه ها ادامه اش رو بزارم؟🤣
بچه ها اومدم امروز خواب خوبمو بگم
منظورم از خوابم اینکه...
بچه ها اینو نخون ۱۸+ داره گفته باشما...
منظورمم لز خوب اینه که کمتر از بقیه خوابام هنتای داره...
گزارش نزنین
۱۸+ داره ها اخرین اخطار...
مردا هم نخونن😂
و داداشام اون جایی که گفت
ساهارامیا : جواب سوالم رو ندادین
منظورم خودم بودم ویرایشش هم کردم
* تو اون محیط خوابم *
ویو من :
یهو از خواب بیدار شدم دیدم رو یه تختم و دو تا پسر تقریبا لخت کنارم وایسادن😂... اول یه خورده شوکه شدم
* چون خیلی جذاب بودن😂 *
* منم تقریبا ۲۷ یا ۲۸ سالم بود... *
چرا من🤯
لختم...؟
( تو دنیای انیمه بودم )
من : عام من کجام؟؟
؟؟ : خونه ما
اون یکی : و قراره از این به بعد خونه ما سه تا شه
من : منظورتون چیه؟؟؟
؟؟ : یعنی واقعا نفهمیدی؟!
اون یکی : نه واقعا انگار نفهمید
من : میشه یه خورده بیشتر توضیح بدین؟ من کجام اینجا کجاس و از همه بد تر چرا من لختم؟
* توجه داشته باشید یه شروالک داشتم و یه سوتین *
هاناواته : من هاناواته هستم
* یه چیزی تو لین مایع ها فکر کنم اولش ته بود یا فکر کنم آخرش کلمه یا بود یا هاناواته بود یا هاناوایا حالا ولش هر کدوم دوس داشتید بگید *
ساهارامیا: منم ساهارامیا هستم
اون هاناواته شخصیت گوشه گیری منحرف و ساکتی و کم حرفی داشت
اون ساهارامیا هم شخصیت شیطنت آمیزی و سادیسمی و منحرف و پر حرفی داشت
و ساهارامیا مو هاش اولش سیاه رگه قرمز پایینش آبی بود اون هاناواته هم مو های قهوه ای رگه های قرمز داشت
من : جواب سوال آخرم رو ندادین اصلا چرا دستام بستهست؟
هیچ حرفی ندادن و از سر جاشون بلند شدن
* بازم توجه داشته باشید که شروال پاشون بود فقط دکمه های لباسشون باز بود *
هاناواته اومدو منو بلند کرد بعد خودش پشتم نشست از پشت بغلش کرد
* رو تخت بودیم *
دستاشو دور شکمم حلقه کرد و داشت کیس مارک میزاشت که....
ساهارامیا میاد و پاهام رو باز میکنه وست پا هام میشینه و سرشو میزاره رو سینم
ساهاراما : جالبه
من : خفه شو
ساهاراما : او او دختر کوچولومون عصبی شد
من : بمیری
ساهارامیا سرشو بر میداره و دستاشو میزاره رو سینمو فشار میده
من : بس کن دردم نمیگیره
ساهارامیا : هوم...
ساهارامیا باز سرشو میزاره رو سینم
من : جواب منو بدید
هاناواته : سوال؟
من : گفتم من چرا اینجام
هاناواته : خودت میفهمی بیبی گرل
من : چه زری زدی؟!
من تو ذهنم : خیلی وقته فهمیدم لعنتی
* آخرش یادم نیست میگفتم لعنتی یا جذاب 😅 *
ساهارامیا : بروکلی محل رو زیاد اذیت نکن
من : تو دیگه نیشتو ببند
هاناواته : چرا رام نمیشه؟
من : مگه حیوونم عوضی؟
ساهارامیا : شاید
من : خفه شو حرو...
* بعد ساهارامسا میادو... منو میبوسه لبشو میزاره رو لبم بلافاصله زبونشو میکنه تو دهنم *
نو ذهنم : واداهک؟
* آروم ازم جدا میشه *
من : عجیبه بیخیال شدی
ساهارامیا : تازه اول ماجراست
من : میشه دو دقیقه خفه شی اشغال؟
ساهارامیا : نوچ
هاناواته : زنتو اذیت نکن بچه
من : شما خفه شو جناب هاتاواته
* یهو سینه هامو میگیره و فشار میده *
* اون شبیه هاناواته نبود درد ناک فشار میداد *
من : اوی چته عوضی عاح
هاتاواته : ببخشید ولی گفتم چی صدام کنی
من : من..منظورت چیه ا..عاح... اشغال
هاناواته : گفتم ددی میتونی صدام کنی
من : بمیری...
هاناواته : گفتم چی صدام کنی بیبی؟
من : عاح..ددی..بسهههه..عاح
* دستاشو بر میداره دوباره شروع میکنه به کیس مارک گذاشتن *
من : هوف
من : کی تموم میشه عوضیا
ساهارامیا : وقتی باردار شدی
من : خفه شووووووووووو
* مکث میکنم *
من : وایسا ببینم یعنی الان...
من : ها تو این دنیا داره چه اتفاقی میوفته؟ من کدوم گوریام؟ با این وضع یعنی من دو تا شوهر دارم؟
ساهارامیا : بعله بعله
بچه ها ادامه اش رو بزارم؟🤣
- ۲۹۳
- ۲۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط