شبی در انتظار آفتاب می میرد

شبی در انتظار آفتاب می میرد
در پس تیرگی یک شهر
وابهام یک واژه
که اسیر ست
وگلوله ای که مغز را هدف گرفته
سکوت می کند چشمهایی
که صبح را واژه واژه شعر می کنند
اما به یادش نمی ماند
که انتظار ،
گاهی مصادف می شود با مرگ
با نبودن ...
واین الفاظ جنون
همچنان بر ذهن جاری می شود
قلم ثانیه ثانیه می شکند
و آغازی برای ایستادن ندارد
و دنیا
شاعر را
دیوانه خطاب می کند ..
دیدگاه ها (۱۱)

باذن الله . . . بسم الله. . .هان !!! ای دل !!!!از من خواسته ...

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم۱) نور، زبانِ جاننور، در ساحتِ...

احیای میدان توجه در روزهای اضطراب───────────────────────────...

مسائل متافیزیک (حرکت جوهری )

مریم-دختر داراب-روایتی منثور با برداشت از قطعه «مریم» علی سو...

صبح روشن در پس پرده ی شب پنهان است.بوی هراس و فریاد، امتداد ...

از پرده اگر ماه پری چهره برآیدبا غمزه‌ی مستانه خود، جلوه‌گر ...

متافیزیک

✅عطارباشی موضوع : #بارداری #زایمان #نوزاد #کودک #جنین #قرآن ...

چرا مردان و پسران همش دنبال سکس هستند ؟وقتی نظر دختران را در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط