پارت نوزدهم💚✨

پارت نوزدهم💚✨
صبح روز بعد
ویو تهیونگ
صبح بیدار شدم و یه بچه گربه رو تو بغلم دیدم یعنی چی ا/ت بغل من خوابیده این چی میگه نگران شدم پاشدم رفتم اتاق ا/ت رو باز کردم دیدم اومده اینجا خوابیده
_ا/ت یکی طلبت (آروم)
رفتم لباسام رو عوض کردم و رفتم پایین دیدم نابی و جونگکوک هم بیدارن و پایین نشسته‌اند رفتم پیششون
ویو ا/ت
فهمیدم تهیونگ اومد اتاق و رفت بیدار بودم
+وای قیافش خیلی خوب بود
همینجوری با خودم میگفتم و می‌خندیدم
که در باز شد و تهیونگ اومد تو
_به‌به ا/ت خانوم بیدار شدن از خواب
+ااا تهیونگ سلام صبح بخیر
_منو خر نکن
+خر چیه عزیزم شما گلی (سطحی لبای تهیونگ رو بوسید)
_شیطون شدی ا/ت(خنده)
+فدات بشم من
_ا/ت قول نمیدم نخورمتا
+تهیونگ جون میشه زیپ لباسم رو ببندی دستم نمی‌رسه
_نه
+تهیونگ ببند دیگه
_اه باشه بیا
زیپ لباسم رو بست(اسلاید2)
+مرسی
خواستم سوپرایزش کنم رفتم سمت تهیونگ روی نوک پاهام وایسادم دستام رو دور گردنش حلقه کردم و بوسیدمش اون هم همراهیم کرد دوستاش رو گذاشت رو کمرم
_ا/ت میگن شیطون شدی میگی نه
+مگه من چند تا تهیونگ دارم ها
_خیله خوب مزه نریز بیا بریم صبحانه بخوریم همه منتظر ما هستند
+بریم


کامنتتتتتت‌✨✨
دیدگاه ها (۱)

پارت بیستم💚✨ویو نویسندهخوب اینا صبحانشون رو خوردند رفتند بال...

بچه ها فردا بالا خره امتحاناتم تموم میشه قبول میدم فردا این ...

پارت هجدهم💚✨+چیکار میکنی؟_هیچی +خوب بزار برم_چرا؟+چی چرا می‌...

تولدت مبارک تهیونگااااااااااااااااا 🎊🥳😍😘

پارت. 33

پارت. ۲۶

پارت. ۲۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط