یک نفر هست که ارام کند جانم را

یک نفر هست که ارام کند جانم را
او طبیبیست که ماهر شده درمانم را
اوست انگیزه ی این زندگی و هستی من
دل به دریا زدم و اوست همان کشتی من
با نگاهش به من امید به ماندن داده
شعرهایش به من این قدرت خواندن داده
شده چون اب حیاتم که از او جان دارم
من به اعجاز سخن گفتنش ایمان دارم
گر نگاهم کند، از هر حرکت می مانم
هر نکاهش به خودم را برکت می دانم
او خدا نیست ولی معجزه از او دیدم
در سکوتش همه اواز و غزل بشنیدم
تک سواریست که امد و مرا احیا کرد
جان بمن داد و دگر باره مرا بر پا کرد
تا نفس میکشم و عمر به دنیا دارم
دل به او بسته و امید به فردا دارم
دیدگاه ها (۶)

سوز دل از ساز دل با راه دل، دل را نوشتدل به دلدارش رسید با ش...

باتو امشب ماه من مهتاب را حس میکنم لذت جان بخش لحن آب را حس...

بـا تـو ای آرام جـانم می شود تنهـا شوم؟ راهـیِ یک عشق زیبـا ...

وقتے دلت غم است بخندے لبت غم استماه هزار برڪه براے دلت ڪم اس...

در آستانه بهار می خواهم  دعا کنم ؛برای آبادانیِ کشورم ،🤍برای...

🦋🦋 باران‌می بارد .این عطر تن توست که می پیچدخدا باران را برا...

سلام بر هر کسی که خدا مقدر کرده نوشته مرا بخواندجان آئینه جه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط