ازاینجا سخت بیزارم 

ازاینجا سخت بیزارم 
و دلگیر از صداهای نحیف قلب بیمارم 
که بامن کینه میجوید 
و میگوید 
مبادا گام بردارم 
ازین بیهوده بازار پر از هیچ همیشه لخت و بی ریشه 
مبادا گام بردارم 
دگر نایی نمانده در تن دیوان اشعارم 
و بغضم را چگونه خط خطی سازم 
که دیگر جای پاکی نیست 
بر این دیرینه دمسازم 

شب است و نور خورشیدم 
نمیتابد درون کلبه ی تاریک تنهایی 
تو گویی آسمان دیگر 
مرا خاکی نمیداند 
که باشم لایق تنویر 
از اینجا سخت بیزارم 
ولی قلبم 
و دستانم 
و اشعارم 
در این بیهوده بازار پر از هیچ همیشه لخت و بی ریشه 
بر این خاک عزیز اما همیشه تار 
بر این مرد و زن ناساز و ناهموار 
در اینجا ریشه ای دارند 
بر این ریشه 
من از دریا گذر خواهم 
و قامت از فراز سرو 
بر اوج آسمان سایم 

من از خاکم...
ماردین امینی
دیدگاه ها (۶)

ازاینجا سخت بیزارم و دلگیر از صداهای نحیف قلب بیمارم که بامن...

علیرضا جباری شاعر شیرازی

سرگردان و ساکت در جایی ک ساخته بودم و حالا جلوی چشمانم نابود...

ریباز سالار

آشنای غریب سلام .حقیقتش هنوزنمی دانم ناچاری یادچار . اگرناچا...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت دوازدهمدست نایک هنوز روی دستگیر...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط