شاعر : عبدالله پشيو

شاعر : عبدالله پشيو

هر روز
بيش تر از ديروز
شعر را دوست مي دارم
زيرا كه شعر
زيبا روي مردديست
هرروز قرار ملاقات مي گذاريم
يا دير مي آيد
يا هرگز نمي آيد.
«صداي راديو و زنگ خيابانها»
انگار اعتصاب كرده بودم
و خيابان ها، دلتنگ
ردپاهايم را تا خانه مي گرفتند و
پياده برمي گشتند
راديو را كه روشن كردم
خيالم با خلاصه اخبار
ستاره ها را مي چيد
انگار در ادامه اخبار بود
كه دهان گرسنگان به كندوي عسل رسيد
اتاقم را ترك كرده بودم
و در پياده روها
انسان و سگ را ديدم
كه در يك بستر داشتند خواب مي ديدند
دیدگاه ها (۱)

رمضان آخر رمضان آخر براي علي (ع ) صفاي ديگري داشت و براي اهل...

شوق من چندین برابر میشود با دیدنتوای من دیوانه‌ام، دیوانه‌ی ...

عصر بارانی و دل در حسرتِ دیدار توستکوچه‌ها خاموش و چشمم خیره...

عزیز البریهی

دانلود کتاب کوفیان - نویسنده امین فقیری

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

دانلود مجله دختران و پسران - شماره 660 - 31 مرداد 1350

تاتاکاعه واکانه نای

دانلود کتاب دنیای رباتها - نویسنده آیزاک آسیموف

دانلود مجله فیلم و هنر - شماره 448 - 7 شهریور 1352

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط