تراوشات ذهنی یک کرم هلو به نام آناکوندا!!!

تراوشات ذهنی یک کرم هلو به نام آناکوندا!!!
1- من نمیدونم چرا انسانها ما را آفت می دونند اما خودشان پدر هرچی جنگله درآورده اند!

2- لطفا زمانی که هلویتان را میل می فرمایید فکر کنید که شاید یک بدبختی این زیر در حال ساختن اتاق خواب برای خودش است و ممکن است سکته کند! محرم نامحرم حالیت نیست نه؟!!!

3- اگر ما یک میلیون سال و چه بسا بیشتر است که روز کره زمین زندگی می کنیم چرا شما میگید نگاش کن هلوش کرمو بود؟ اصولا ما باید بگیم زمین آدمو شده!

4- این روزها همه ما را می خورند شما چطور؟؟؟ کوفتتون بشیم!

5- یک کرم هلو برای خودش شخصیت داره، غرور داره، شما به چه حقی بدون اجازه وارد خونش میشید و خونه اش رو می خورید ها؟؟؟ نه بگو بگو ها؟؟؟

6- من از زمانی که به غزه تعید شدم بین غزه و باغ هلو تفاوتی نمی بینم! شما چطور؟

7- من که یک کرم از نظر شما بیشتر نیستم به حقم راضیم اما شما مگر چقدر شکم دارید که برای اون حق بقیه رو هم 3000 میلیارد 3000 میلیارد بالا میکشید!ها؟؟؟

8- الان مایی که شکممون رو سیر می کنیم بعد هم هی ذکر خدا میگیم متمدن تریم یا شما که هزار تا هزار تا هلو میخورین و یادتون میره آفرینندش کیه؟

9- ما تنظیم خانواده که نکردیم هیچ! زنمون واسه هر زایمان کمتر از 1000 تا بزاد از غصه دق میکنه! زن هم زن های ما!

10- نه فکر کردی خیلی مردی میخوای اتاق خوابمو بخوری؟

11- حالا که اینجوری شد منم قهرم!
دیدگاه ها (۲)

#عشق_ممنوعه_شبپارت نهم | رازی که مخفی بودزن مرموز کنار در ای...

۳ پارتی

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:4دقیقا زمانی که ...

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

#دوپارتیموضوع:(وقتی هان تصادف میکنه)قول میدی که سرقولت بمونی...

((پارت چهاردهم))((پشت در، کسی منتظرم بود))«پس... من واقعاً ک...

پارت سوم: وارثان تاریکیـ «چی شده؟»تهیونگ اسلحه‌اش را بالا آو...

🖤 قفس سیاهپارت پانزدهم | بازی از قبل شروع شده بودصدای خنده‌ی...

سناریو مایکی { جنگل چشمات} + خانم ازتون خواهش میکنم. من مسئو...

پارت ۳۸ — «حکمی که نزدیک‌تر می‌شد»یونگی چند ثانیه به خدمتکار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط