باز هم شب شد و هجوم خاطرات.......

باز هم شب شد و هجوم خاطرات.......
چقدر تلخ خواهد بود وقتی سالها بعد فرزندم از من بپرسد؛ جوون بودی عاشق کی بودی؟؟و من نام کسی را بیاورم که پدرش نیست. . . . .
دیدگاه ها (۴)

پاییز از راه رسید و به روزهای بدون تو فکر میکنمبه تمام لحظات...

🖤 پارت بیست‌ویکم | بدون جونگکوکلانا تمام شب به پیام خیره مون...

👇👇دلنوشته خودم«آب، تنها جایی است که وقتی به آن نگاه می‌کنی، ...

با هوش مصنوعی فیلم ساختن با این عنوان فرار بسیجی با زنش!مگه ...

میدونید اوج سرافکندگی و احساس پوچ بودن از درون یه پسر کی معل...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بود. هوسوک با کلافگی در پذیرایی قدم می...

- خداحافظی من از تو انقدر تلخ بود که خودم هم تموم شدم...حالم...

پنج سال پیش، با کلی رویا و شاید کمی تنهایی وارد این مسیر شدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط