گفتی تو را با هرچه هستی می خرم
گفتم با ارزان ترین آن سودا

گفتی تو را با هرچه هستی می خرم
گفتم با ارزان ترین آن سودا می کنم
گفتی اگر روزی زنجیر عشق را
ز پایم وا کنم
گفتم مگر زتو دیوانه تر پیدا میکنم
دیدگاه ها (۳)

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

خدا را در خود آ

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

شهر آشنایی🌹❤️به اميد آن روز كه دوستى ومهر آنقدر فراگير شود ك...

گزارش تصویری از محفل صمیمی «سورۀ سرو»#غزل از آن زمان که نگاه...

عاشقانه های شبنم

هزار سال هم بگذردنگاهت،غافلگیرم می کند...تو در هر لحظه...هزا...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط