از پوستم

از پوستم
صدای تو می تراود
بر پاهای تو راه می روم
با چشم تو شعر می نویسم
من که ام؟!
به جز تو
که در رگ و پوستم نهانی و
نام مرا به خود داده ای ...

شمس_لنگرودی
دیدگاه ها (۲)

‌گلی از شاخه اگر می چینیمبرگ برگش نکنیمو به بادش ندهیم!لااقل...

مرا ز باده نوشین نمی گشاید دل که مِی به گرمی آغوش یار باید و...

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

دنیا همه شعر است به چشمم🌸 امادشعری که تکان داد مرا 💚        ...

با تمام درماندگی ام پیش می روم...بار روی دوشم را رها نمی کنم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط