جایی که تو باشی خبر از خویشتنم نیست...........دیدار چه دی

جایی که تو باشی خبر از خویشتنم نیست...........دیدار چه دیدار که جان در بدنم نیست..........................کاش می شد صدای بعضی ها را بوسید وقتی که اسمت رو صدا می زنند.............
دیدگاه ها (۱)

دست هایت را به گردنم حلقه کن..............من این اسارت شیرین...

من از جانم هم می گذرم برای تو برای تویی که تمام هستی ام در ...

ای پریشان حال من ........جانان من .....حرفی بزن .........این...

گفتند تعریف از عشق چگونه است .....؟ ...........شیرینی تلخی س...

گاهی سکوت نشانه ی نداشتن حرف نیست.... نشانه ی خسته شدن از تک...

کاش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط