من تو را در تپش قلب خودم یافته ام

من تو را در تپش قلب خودم یافته ام
روح احساس تو را در نفسم یافته ام

تو همان موج غریبی که به دریای دلم
متلاطم تر از امواج خزر یافته ام

تو همان خلوت دنجی که در آغوشت من
رامش و لطف و صفای ابدی یافته ام

من دراین غربت خودخواسته خواهم پوسید
درد تو با همه دوری که به جان یافته ام

تو همان حس خوش سکر شرابی که ترا
بعد یک عمر غریبی ، به وطن یافته ام

بربودی دل و دین این هنر توست ولی
من که دل در گرو مهر خودت یافته ام
دیدگاه ها (۱)

رفــــتڹ همیـــشه از رو نفـــر...

مصلحت نیست قیاست بکنم با دریا⚪ ️تو همان ⚫ ️امن ترین سا...

در کنجِ قفس میکُشَدَم حسرتِ پروازبا بال و پرِ سوخته پرواز چه...

گفتم به دل عاشق مشو،جایی برای عشق نیست خندید دل گفتابمن،پس ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط