باز از دیار ما به سفر رفت، یار ما

باز از دیار ما به سفر رفت، یار ما
ای دل دگر به هیچ نیرزد دیار ما

سرمست و شاد رفت و خدا باد همرهش
رحمی نکرد بر غم ما، بر خمار ما

او رفت و صبر رفت و تحمل تمام شد
از هم گسست سلسله ی اختیار ما

گفت از تو یاد میکنم اما وفا نکرد
یادش به خیر یار فراموشکار ما
دیدگاه ها (۷)

ای کــه مــــــفهوم غــــــزل هـــایم تـــوییمعنی هـــر بـــ...

لمس باید کرد؛ دردی را که عاشق می کشدرنج سرخی را که گلبرگ شقا...

برای تو که از مرگ ارزشمند تر و از جان خوار تر بودی :حالم خوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط