آن را که غمی چون غم من نیست چه داند،

آن را که غمی چون غم من نیست چه داند،
کز شوق توام دیده چه شب می‌گذراند،

وقتست اگر از پای درآیم که همه عمر،
باری نکشیدم که به هجران تو ماند!

«حضرت سعدی»
دیدگاه ها (۳)

تقدیم به زندگیم:خوابگه نیست مگر خاک سر کوی توام به دو چشم تو...

حضرت دلبر جانم نفسم عششششقمشب که می شود شوق خواستنتپای درون ...

قرار زندگانی آن نگارستکز او آن بی‌قراری برقرارستمرا سودای تو...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

آسمان ابریست از آفاق چشمانم بپرسابر بارانیست از اشک چو باران...

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

‍ نیایش شبانه با حضـــــرت عشق ❤ ❤ خدایا 🙏 امشب  ، شب  شهادت...

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط