جنگل راز آلود پارت
جنگل راز آلود پارت ۲
من خوناشام بودم خدایا کمکم کن
چرا من
بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم تو جنگل داشتم میگشتم که با این جنگل عجیب غریب آشنا شم که هی صدا میشنیدم
ا/ت ویو
تو خونه پایه تلویزیون بودم حوصلم سر رفته بود ، رفتم پیش داداشم گفتم
ا/ت: هیونگ بزار برم بیرون دیگه
بک جو: خو کجا می خوای بری تنها
ا/ت: ناسلامتی ۲۲ سالمه ها بعدم می خوام برم جنگل
بک جو: با برو ولی گوشی ببر که زنگ بزنم
ا/ت:خیلی خوبی باشه
ا/ت ویو
سریع وسایلمو جمع کردم و لباس پوشیدم کلاهمو گذاشتم و از برادم خداحافظی کردمو از عمارت زدم بیرون ( ا/ و جیمین از خانواده پولداری هستن)
۱ ساعت بعد
به جنگل رسیدم خیلی خوشگل بود
رفتم زیر درخت که یهو سیاهی مطلق
جیمین ویو
از دور دیدم ی انسانه و دختره
از اونجایی که من خوناشامم باید خونشو بخورم یا نه؟؟
یهو به سمتش کشده شدم و نیشام رفتن تو گردنش
تقصیر من نبود و لی خونش خوشمزه بودااا ولی یهو بی هوش شد ، خب طبیعیه چون انسانه ، بردمش به خونه درختی که توش بیدار شدم مثل من نبود که ۲ روز بخوابه ، رفتم دستمو کردم تو کیفش و جعبه کمک های اولیه رو در اوردم و گردنش رو پانسمان کردم ، دختر خوشگلی بود خیلی زیبا بود
بعد کلی فکر به خودم گفتم کجا بخوابم؟
مجبورم جفتش بخوابم
هوففف
خب خب شرطا
لایک : ۶
کامنت : ۴
بای بای
شرطا زود برسه تا ساعت ۱۰ ، ۲ پارت میزارم
من خوناشام بودم خدایا کمکم کن
چرا من
بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم تو جنگل داشتم میگشتم که با این جنگل عجیب غریب آشنا شم که هی صدا میشنیدم
ا/ت ویو
تو خونه پایه تلویزیون بودم حوصلم سر رفته بود ، رفتم پیش داداشم گفتم
ا/ت: هیونگ بزار برم بیرون دیگه
بک جو: خو کجا می خوای بری تنها
ا/ت: ناسلامتی ۲۲ سالمه ها بعدم می خوام برم جنگل
بک جو: با برو ولی گوشی ببر که زنگ بزنم
ا/ت:خیلی خوبی باشه
ا/ت ویو
سریع وسایلمو جمع کردم و لباس پوشیدم کلاهمو گذاشتم و از برادم خداحافظی کردمو از عمارت زدم بیرون ( ا/ و جیمین از خانواده پولداری هستن)
۱ ساعت بعد
به جنگل رسیدم خیلی خوشگل بود
رفتم زیر درخت که یهو سیاهی مطلق
جیمین ویو
از دور دیدم ی انسانه و دختره
از اونجایی که من خوناشامم باید خونشو بخورم یا نه؟؟
یهو به سمتش کشده شدم و نیشام رفتن تو گردنش
تقصیر من نبود و لی خونش خوشمزه بودااا ولی یهو بی هوش شد ، خب طبیعیه چون انسانه ، بردمش به خونه درختی که توش بیدار شدم مثل من نبود که ۲ روز بخوابه ، رفتم دستمو کردم تو کیفش و جعبه کمک های اولیه رو در اوردم و گردنش رو پانسمان کردم ، دختر خوشگلی بود خیلی زیبا بود
بعد کلی فکر به خودم گفتم کجا بخوابم؟
مجبورم جفتش بخوابم
هوففف
خب خب شرطا
لایک : ۶
کامنت : ۴
بای بای
شرطا زود برسه تا ساعت ۱۰ ، ۲ پارت میزارم
- ۲.۲k
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط