جان کافی خیلی خسته ام رییس خسته از تنها سفرکردن تنها
جان کافی : خیلی خسته ام رییس ، خسته از تنها سفرکردن ،تنها مثل یه چلچله زیر بارون . خسته از اینکه هیچ وقت رفیقی نداشتم پهلوم باشه و ازم بپرسه از کجا اومدم ، به کجا میرم یا چرا ! انقدر خسته ام از اینکه آدما همدیگه رو اذیت میکنن ، خسته از تمام دردهایی که تو دنیا حس می کنم و می شنوم، هرروز دردهام بیشتر میشه درد تو سرم مثل خرده های شیشه ست، تمام مدت.
"مسیر سبز"
"مسیر سبز"
- ۱.۸k
- ۰۵ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط