یا قاسم بن الحسن(ع)

یا قاسم بن الحسن(ع)
من رسول حرمم نامه رسان حسنم...

فارق از دنیا و قیل و قالش
حتی فراموش می کنم دردهای خود را
از ششمین شام محرم چشمهایم خیره مانده
به صحنه ای از شب عاشورا …
گویی حسین (ع) به نوشته ی برادرش را سر تسلیم فرود آورده
و قاسم عهدی می بندد که حلاوتش عسل را از طعم انداخته و عطرش مشک را از اعتبار.
او راهی میدان می شود تا ازرق را به زیر بکشد که بدانند شیر بچه حسن نیز جمل می افکند.
آه ایکاش قلم می شکست و قتل صبر را ادا نمی کرد…
اگر گوشهایت را تیز کنی خواهی شنید صدای حسن(ع) را که از روضه ی جنان قاسم را صدا می زند :
رو سفیدم کردی پدر!
از حسن هر کس که در دل ذره ای هم کینه داشت
نیزه ای پرتاب کرد و زخم بر جسمم گذاشت
تیر باران شد پدر من سنگ باران ای عمو
وای از سنگینی نعل سواران ای عمو
مادرم را گو ببیند قاسمش رعنا شده
سیزده ساله یتیمش هم قد سقا شده
بند بند پیکر من ای عمو از هم گسست
مفصلم از هم جدا شد استخوان هایم شکست
عده ای با نیزه و یک عده با تیرم زدند
دوره ام کردند و راحت تیغ و شمشیرم زدند
می شنیدم یک نفر فریاد زد در همهمه:
می زنم ضربه به پهلویش ز بغض فاطمه
صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا
دیدگاه ها (۸)

چون حسین نامۀ حسن برداشتخط او دید و روی دیده گذاشتقاسم بن ال...

پشت خیمه قدم زنان به دعاداشت با درگه خدا نجواای خدا عاشق عمو...

روز پنجم محرم، عبدالله بن حسن(ع)طفلی اگر بزرگ شود با کریم ها...

#سبک_زندگی_امام_حسین_علیه_سلام_قسمت_ششم✍ متن روضه قاسم بن ال...

#امام_رضا علیه السلام می فرماید که نزدیک #عید بود و #حسن(ع)...

*نه پرچم و نه ضریح و نه گنبد و نه حَرَم****شبیه مادر ِ خود ب...

🌹خلاصه زندگینامه امام حسن مجتبی(ع) _ بخش دوم...🌹

قمر بني هاشم با همان دستهاي بريده يك جا ايستاده خون از بازوه...

‌اَحلَی مِنَ العَسَل زِ لبان تو می‌چکدای گل! زبانزد است بیان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط