شاید اون یه روز بیاد...

شاید اون یه روز بیاد...
شاید اون یه روز از آسمون بیاد....
شاید اون همراه بارون خدا به سرزمین من بیاد...
اونی که باور بودن تو چشاش موج می زنه...
اونی که گرمی دستاش دوای دردِ منه...
اونی که نبض حضورش ، شعر فردای منه...
اونی که با خنده هاش قلبمو پر نور می کنه...
برای دلواپسی هام ، سرمو رو شونه هاش بزاره...
و آروم گریه کنه...
دل اون با من باشه ، حرفامو باور بکنه...
غم من غمش باشه...
با خنده هام بخنده با گریه هام گریه کنه.....
صبح شادی رو تا شب واسه من هدیه کنه....
خزون عمرمونو با همدیگه بهار کنیم.....
اگرم یه روزی مردیم.....
توی اون دنیا با هم رها بشیم....
... شاید اون روز بزارن یه بار دیگه،.....
راهی این دنیا بشیم.....
واسه اینه که دلم همش می خواد به آسمون نگاه کنم.....
اگرم بارون بیاد ، بیرون برم....
بدون چتر صفا کنم....
شاید اون یه روز بیاد....
شاید اون یه روز از آسمون بیاد.....
دیدگاه ها (۴)

فرياد سكوتم را گوش كن.......... و نجواي خاموشي ام را معنا ...

باید فراموشت کنم........... چندیست تمرین می کنم...............

من تورا به كسي هديه مي دهم ، كه از من عاشق تر باشد ... و از...

خدای خوب و مهربانم........ در نا هموراری های مسیر زیستن........

امروز فقط یه برگ دیگه از تقویم نیست که ورق بخوره.امروز روزیه...

پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط