به آرامی آغاز به مردن می‌كنی اگر سفر نكنی اگر كتابی نخوان

به آرامی آغاز به مردن می‌كنی اگر سفر نكنی اگر كتابی نخوانی اگر به اصوات زندگی گوش ندهی اگر از خودت قدردانی نكنی به آرامی آغاز به مردن می‌كنی زماني كه خودباوري را در خودت بكشی وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند به آرامي آغاز به مردن می‌كنی اگر برده‏ی عادات خود شوی اگرهميشه از يك راه تكراری بروی اگر روزمرّگی را تغيير ندهی اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی تو به آرامی آغاز به مردن می‌كنی اگر از شور و حرارت از احساسات سركش و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند و ضربان قلبت را تندتر مي‌كنند دوری كنی تو به آرامی آغاز به مردن می‌كنی اگر هنگامی كه با شغلت،‌ يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی اگر ورای روياها نروی اگر به خودت اجازه ندهی كه حداقل يك بار در تمام زندگي‏ات ورای مصلحت‌انديشی بروی امروز زندگی را آغاز كن امروز مخاطره كن امروز كاری كن

Pablo Neruda

like
دیدگاه ها (۲۰)

شهر به وقت حضور غایب تودختری که هر روز تصویر تو را به نگاه خ...

تنهایی ام را برانداز کن...ببین هنوزآب از آبِ چشمانم تکان نخو...

مجالی نیست تا برای گیسوانت جشنی بپا کنم که گیسوانت را یک به ...

ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯿﻢ ...ﭼﻪ ﺗﻨﻬﺎ،ﭼﻪ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ ...ﺍﻣﺎ با ﺧﻮﺩﻣ...

سکوت گاهی تنها راه دوام آوردن است..

Part 8

روز هایِ اول تو را تنها کودکی سرگردان می‌دیدم که به آغوشی ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط