قصه ی رمان ما با بقیه رمانها فرق داره نه دختر پولدار داری

قصه ی رمان ما با بقیه رمانها فرق داره نه دختر پولدار داریم نه دختری پررو و زبون دراز دختر قصه‌ی ما تنها است تنهاتر

از آن که فکر کنی مفهوم درستی از عشق نمی‌داند و با چشمانی بسته عاشق می‌شود
ﻣﻘﺪﻣﻪ:

ﻫﺮ ﭼﻪ ﻏﻢ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎی دوران را
ﺧﻮردم آﺳﺎن ﻧﺸﺪن…
از اﻣﺮوز ﺑﺮاﯾﺸﺎن ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯽ زﻧﻢ…
ﺗﺎ ﭘﺴﺖ و ﺣﻘﯿﺮﺷﺎن ﮐﻨﻢ…
و زﯾﺮ ﭘﺎﯾﺸﺎن ﻣﯽ اﻓﮑﻨﻢ…
ﺗﺎ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮم و ﺑﺎﻻ روم…
ﻣﻦ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻢ…
https://98iiia.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%85/
دیدگاه ها (۱)

ﭼﻠﻪ زﻣﺴﺘﻮن ﺑﻮد , ﺑﺮف ﺗﺎ ﺑﺎﻻی زاﻧﻮ ﻣﯿﺮﺳﯿﺪ،اﻗﺎﺟﻮن ﻣﻨﮓ و ﺧﻤﺎر ﺳ...

ﻋﺴﻞ:اﻣﺎ ﺧﯿﻠﯽ دﻧﺒﺎل ﯾﻪ دﺧﺘﺮﻩ ﻧﺎزﻩ ﮐﻪ ﻋﺸﻘﺶ رو ﺑﻪ ﭘﺎش ﺑﺮﯾﺰﻩ ﻣﺘﯿ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط