★Morning after.....
★Morning after.....
+عشقم خسیس بازی در نیار بالاخره باید یجوری تلافی اون کاراتو سرت در میوردم
دختر در ححالی که روی تخت دراز کشیده بود و ملحفه رو دور خودش پیچیده بود به سمت دوست پسرش که تازه از حمام در اومده بود و فقط با یک حوله دور کمرش جلوش ایستاده بود حرفشو زد .
_خسیس بازی در نیارمم؟؟
پسر با داد گفت و در حالی که روش ، رو جلوی چشم دوست دخترش برگردوند و منظرهی پشتش رو براش به نمایش میگذاشت ادامهی حرفشو زد...
_به نظرت این تلافی به حساب میادد؟؟
دوباره روش رو برگردوند و به سمت تخت رفت و پایین تخت زانو زد و همون لحظه دختر رو به روش مشغول نوازش موهاش شد که اینکارش مساوی شد با گذاشتن چونهاش روی تخت و بستن چشماش .
در حالی که بین خوابی بیداری بود به سمت دختر لب زد:
_عزیزم تو قطعا یه گربه هستی
دختر با حالت حرف زدن پسر لبخندی زد
+فعلا استراحت کن عشقم...
+عشقم خسیس بازی در نیار بالاخره باید یجوری تلافی اون کاراتو سرت در میوردم
دختر در ححالی که روی تخت دراز کشیده بود و ملحفه رو دور خودش پیچیده بود به سمت دوست پسرش که تازه از حمام در اومده بود و فقط با یک حوله دور کمرش جلوش ایستاده بود حرفشو زد .
_خسیس بازی در نیارمم؟؟
پسر با داد گفت و در حالی که روش ، رو جلوی چشم دوست دخترش برگردوند و منظرهی پشتش رو براش به نمایش میگذاشت ادامهی حرفشو زد...
_به نظرت این تلافی به حساب میادد؟؟
دوباره روش رو برگردوند و به سمت تخت رفت و پایین تخت زانو زد و همون لحظه دختر رو به روش مشغول نوازش موهاش شد که اینکارش مساوی شد با گذاشتن چونهاش روی تخت و بستن چشماش .
در حالی که بین خوابی بیداری بود به سمت دختر لب زد:
_عزیزم تو قطعا یه گربه هستی
دختر با حالت حرف زدن پسر لبخندی زد
+فعلا استراحت کن عشقم...
- ۸۳
- ۲۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط