صبح یعنی

صبح یعنی
غزلم چشم خودت باز کنی
در بغل عشوه کنی قافیه را ناز کنی

لب به لب های تو
آغشته و سرمست تنت
حضرت شعر شوی دَعویٖ اعجاز کنی...




‌ ‎‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

محبت زیادی همیشه آدم ها رو خراب میکنه گاهی آدم ها میرننه برا...

هر چی بزرگتر میشــــــم هرچی بیشتر تحربه میکنمتهش فقط یه واق...

ڪوچه پس ڪوچه های قلبتچه جای امنی برای قدم های من استدوست داش...

باید یکی باشد ...یکی که دزدانه نگاهش کنیدزدانه راه رفتنش را ...

مگر نمي‌گويند که هر آدمييک بار عاشق می‌شود ؟پس چرا هر صبح که...

از صبح، یکی یکی بطری‌های آب رو می‌چینن.یکی یخ می‌ریزه توی وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط