یه بار کلاس اول دبستان بغل دستیم بهم گفت :مسخره...

یه بار کلاس اول دبستان بغل دستیم بهم گفت :مسخره...
منم گفتم :اسم بابات اصغره...
عاقا این دیگه تا اخر سال گیر داده بود
که تو اسم بابایه منو از کجا میدونی...!
دیدگاه ها (۲)

بعد از ۴ سال می خوام از ویسگون برم..خیلی تلاش کردم تا به این...

پارت ۴(باکوگو دوستت دارم ) ادامه پارت قبل باکوگو گفت:آهان او...

عشق بعدی

آخر وقت بود دیگه نزدیکای برگشت به خونه ، قندم افتاده بود به ...

بیشتر گل و گیاه بلدم تا چیزای دیگه

پارت 2کمکش کردم برگه هاش رو جمع کنه و سریع دوئیدم سمت کلاس ...

اگه خواستی بیا کپشن!

امروز رفتم کلاس زبان یکم دیر رفتم سر کلاس،معلم زبان ما داد ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط